۲۳ خرداد ۱۳۹۰

تصاویری از مهرورزی مامورین انتظامی خلافت اسلامی!!!؟





تصاويري که می بینید نشان دهنده اوج مدرنیته(!) در نیروی انتظامی است!... البته گاهی کمبود امکانات کار دست آدم ها می دهد!!... مثلاْ اینکه این بندگان خدا لات اند و عربده جو -. اما مگر ماموران محترم (!) پلیس "لات تر از لات ها نيستند!؟


زدن آدمها با دستان بسته کجایش شبیه رفتار انسانی است!!؟



مهرورزی با لات و لوت ها آنهم از نوع نیروی انتظامی




این هم یک عکس ديگر از لطافت نقابداران سیاه پوش که مامورین امنیت و انتظامی معرفی میشوند




فرستادن مجرمین به صندوق عقب اتومبيل. به دلیل کمبود امکانات است!! و نه خدای نکرده شیوه اوباش گری!؟



اوج مهرورزی مامورین( خلافكار) نیروی انتظامی با یک خلافکار. !؟


almozakhraf.blogfa

۰۹ خرداد ۱۳۹۰

تملق و تظاهر و کاسه لیسی ، ثمره ی رژیمی است که بوریا باف را ، به جای حریر باف نشانده است



اینها به اصطلاح، نمایندگان مردم در شورای اسلامی هستند!



پزشکان علت این عارضه را ضعف عمومی ناشی از گرسنگی اعلام کردند



پیرترین رفتگر شهرمان را به خاطر دارید؟ همان آقا عبدالله که ۷۶ سال داشت. ماهی ۲۰۰ هزار تومان حقوق می گرفت و هر شب تا صبح محدوده میدان شهر زیبا و خیابان های اطرافش را جارو می کشید. اوکه شب ها کار می کرد و روزها در مسجد می خوابید. نماز قضا نداشت!، بی توقع بود و دنبال یک لقمه نان حلال و..؟...
خلاصه همان آقا عبدالله که شما و ما او را خوب می شناسیم و بعد از مصاحبه ای که مهر با او داشت، سوژه خیلی از روزنامه ها، صدا و سیما! و ... شد، حالا روی تخت بیمارستان افتاده و چند شبی است که دیگر کسی صدای خش خش جارویش را نمی شنود. آقا عبدالله واقعا بی توقع بود. یادتان هست می گفت جارو سبک است اما پاهایش مجال راه رفتن را ندارند. او خواسته ای جز بازنشسته شدن ( بازنشستگی ۱۰ ساله با وجود ۱۷ سال کار) را نداشت.
کسی نمی داند که بالاخره عبدالله به آرزویش می رسد یا نه؟ آیا اجل امان می دهد جاروی رفتگری را در آستانه ۷۷ سالگی زمین بگذارد و تن پیرو علیلش را در خانه محقری که در شهرستان دارد به آغوش گرم خانواده اش بسپارد...
گروه اجتماعی مهر برای رفتگر پیر شهرمان دست به دعا بر می دارد. برای او که بعد از سوژه خیلی از رسانه ها شدن، چیزی که به دست نیاورد، خیلی چیزها را هم از دست داد!!؛از جمله دلخوری پیمانکار، از دست دادن سر پناه، بی مهری خادم(!!) مسجد و...!
؟




کشفیات(!) مواد مخدر درایران اسلامی





اینها که "اسما " ، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی هستند - به شکلی که می بینید دارند نسبت به (ولی) خود ابراز احساسات(کاسه لیسی) میکنند!!!!!؟


۰۸ خرداد ۱۳۹۰

مشت نمونه خروار - وضعیت اورژانس یک بیمارستان!! در مملکت معروف به امام زمان!!!؟

یکشنبه، 8 خرداد ماه 1390 برابر با 2011 Sunday 29 Ma



فاجعه اورژانس یک بیمارستان در جنوب تهران


اینجا اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر است. این مرکز درمانی(!) دولتی به عنوان مرکز تروما و بیمارستان معین در جنوب تهران، روزانه پذیرای تعداد زیادی از مصدومان حوادث ترافیکی و غیرترافیکی است. آنچه مسلم است اینکه وضعیت اورژانس این بیمارستان با آنچه که مسئولان مربوطه مدعی هستند، زمین تا آسمان تفاوت دارد.


به گزارش مهر، برای اینکه با مشکلات بخش اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر بیشتر آشنا شویم، در یکی از روزهای خرداد ماه وارد این بخش از بیمارستان شدیم تا وضعیت رسیدگی به بیماران اورژانسی را از نزدیک ببینیم


در اولین صحنه ، سربازی را دیدیم که از ناحیه پا تیر خورده و مجروح شده بود.


این سرباز توسط همراهانش که تعدادی سرباز بودند وارد اورژانس شد. از پرستار و... که بخواهند بیایند و این مصدوم تیر خورده را تحویل بگیرند، خبری نبود.


وضعیت نا مناسب تختهای اورژانس باعث شده که بود که فضای ناخوشایندی(!) از یک مرکز درمانی تروما در ذهن مراجعان نقش ببندد. بعضی از تختها ملحفه داشتند و برخی دیگر نداشتند.
کمی آن طرف تر پسرکی که دچار افت قند خون شده بود، روی تخت خوابش برده بود. معلوم نیست شاید هم از افت قند دچار بیهوشی شده بود!. آنچه مسلم است، اینکه پزشکی بالای سر او نبود.


پدر این کودک گفت: بعد از یک ساعت که پسرم روی تخت افتاده بود، پزشک بالای سرش رسید. اما قبلا به او گفته بودند که باید سی هزار تومان به صندوق بیمارستان واریز کنیم.


البته پدر این کودک یک گلایه دیگر هم داشت و آن وضعیت نامناسب بهداشتی اورژانس بیمارستان بود!!؟.


او گفت: پسرم را روی تختی خواباندند که ملحفه آن تعویض نشده بود.


پدر این کودک همچنین از بوروکراسی خیلی خسته کننده برای پذیرش و بستری کودکش گلایه مند بود!!؟.


او افزود: حداقل 15 برگه را امضا کردم.


پدر این کودک به تاخیر زیاد برای جواب آزمایش خون اعتراض داشت و گفت: یک ساعت طول کشید تا جواب آزمایش پسرم را بدهند!؟" (خوشحال باش که جوابت رو دادند)!!؟.


مردی که لباس کار یکی از سازمانهای خدماتی را بر تن دارد به دلیل ضعف جسمانی که دارد آهسته خود را به یکی از تختهای اورژانس بیمارستان می رساند و همانجا از هوش می رود. جالب اینکه در مدت زمانی که او روی تخت افتاده بود، کسی از پرسنل اورژانس بالای سر او نیامدند تا ببینند که چرا او اینجا خوابیده است!- فقط مسئول توزیع غذا یک پرس غذا کنار تخت او می گذارد و می رود!؟.


دست آخر بعد از یک ساعت که روی تخت افتاده بود، با شماره تلفنی که در جیبش بود، با یکی از بستگانش تماس می گیرند و می آیند و او را می برند. بدون اینکه پزشک او را معاینه کرده باشد!!؟.


کمی آن طرف تر چند بیمار و مصدوم دیگر روی تختهای بخش اورژانس خوابیده اند. در کنار هر کدام از آنها یکی پرس غذا در ظروف یکبار مصرف (که البته وزارت بهداشت(!!) سلامت این قبیل ظروف را زیر سئوال برده است!!!!!) بدون قاشق دیده می شود!. وقتی از پرستار بخش سئوال می کنیم که از چه کسی باید قاشق گرفت، پاسخ می دهد که معمولا بیماران خودشان قاشق می آورند!!!!؟


به نظر می رسد که وضعیت جسمانی این بیماران به هیچ عنوان مورد توجه کادر درمانی قرار ندارد که معتقدند باید خودشان با پای خودشان بروند و قاشق برای خوردن غذا تهیه کنند!!؟.


دست آخر یکی از بیماران که حسابی ضعف داشت، با همان دستهای خون آلود شروع کرد به خوردن غذا.


وضعیت اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر به گونه ای است که تجهیزات! و امکانات موجود به همراه تیم درمانی(!!) نمی تواند پاسخگوی مراجعان باشند!!!!!. از این رو، مردم مجبورند عطای ماندن در این بخش را به لقایش ببخشند و با دادن رضایت از این بیمارستان بروند!!!!!. به طوریکه حدود 80 درصد مراجعان به اورژانس این بیمارستان با دادن امضا،(ویزیت و درمان نشده) از بیمارستان خارج می شوند!!؟.


به گزارش مهر، اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر تنها یکی از دهها اورژانس بیمارستانی در بخش دولتی است که چنین وضعیتی دارند


۰۶ خرداد ۱۳۹۰

استفاده از یک نو جوان برای اجرای حکم اعدام در ملاء عام بامداد امروز در قزوین



حقوق بشر ایران!، ۵ خرداد ماه ۱۳۹۰: بنا به گزارش رسیده مهدی فرجی ، متهم به قتل پنج زن، بامداد امروز پنج شنبه در ملا عام در شهر قزوین به دار آويخته شد.


به گزارش رسانه های (خلافت اسلامی)حضور دادستان و مدیرکل دادگستری استان قزوین و اولیا ی دم صورت گرفت .


یک پسر نوجوان در اجرای حکم اعدام مهدی فرجی و کشیدن چهار پایه از زیر پای او شرکت کرد . این پسر جوان هنگام کشیدن صندلی از زیر پای مهدی فرجی در تصویر بالا مشاهده میشود.



۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰

حال و هوای جامعه اسلامی و رعایت ادب و اخلاق در مملکت معروف به امام زمان !!؟

توهین آبادانی ها به هواداران تراکتورسازی و تورک زبانهای ایران!!!؟

و سکوت و بی تفاوتی نیروهای انتظامی!!!؟

نظری در مورد این کار زشت دارین؟؟؟