۰۷ اسفند ۱۳۹۴

معرفی " آنتی بیوتیک " بی نظیر!! درروزگار خلافت ملاها درایران 



۳۰ بهمن ۱۳۹۴

                             تماشای یواشکی والیبال  در رژیم اسلامی ایران !.
مسابقات تور جهانی والیبال ساحلی با حضور ۴۸ تیم از ۲۱ کشور جهان در جزیره کیش برگزار شد. این بار هم زنان ایرانی را به استادیوم راه ندادند!!.
 < * توهین و تحقیر و نادیده گرفتن " حتی ابتدائی ترین " حقوق انسان ها ، آنهم  در عصر فضا و نه در روزگار شترسواری و بیابان گردی، هیچ نشانی جز پس ماندگی و کور بینی عاملان و برانگیختن  نغرت  مردمان ندارد.>.

۲۰ بهمن ۱۳۹۴

                      خواندن "  نماز باران "  می‌تواند بحران آب اصفهان را حل کند!!.
مجتبی میردامادی٬ امام جمعه موقت اصفهان گفته «دیگر زمان آن رسیده است که بزرگان دین برای نزول رحمت الهی در اصفهان دست به دعا برداشته و نماز باران بخوانند.»
                            میردامادی افزوده است: «خواندن نماز باران می‌تواند بحران آب اصفهان را از بین ببرد.»

۲۷ دی ۱۳۹۴

                       بازار کهنه فروشان کرمانشاه






۲۵ دی ۱۳۹۴

تصویر روز
ابتدای خیابان منوچهری تهران از سمت خیابان سعدی. آنچه پشت ویترین مغازه عتیقه و انتیک فروشی است قیمتش سر به فلک می زند و خریدارش اگر پیدا شود دستش هم به جیبش می رود و هم به دهانش می رسد. نگاه کنید به آن کمد منبت کاری شده بسیار زیبا که انگار برای گوشه سالن یک قصر ساخته شده است!.
و آن که پشت ویترین، در خیابان بساطی پهن کرده تا نانی به بدست آورده و به غفلت نخورد، روزنامه را با چشم خویش شخم می زند تا بلکه خبری از گشایش گره فرو بسته وضع اقتصادی و معیشت و معاش پیدا کند. آنچه او برای فروش روی زمین پهن کرده نه عتیقه است و نه مجموع آنها اگر فروش برود، پولش باندازه خرید پارچه ای "ماهوت" برای پاک کردن آن میز نیست. شاید سقف فلک شکافت و طرحی نو در افتاد!.

**

                             

۲۳ دی ۱۳۹۴

                     هیئت علمی دانشکده مداحی <رژیم اسلامی> ایران!



۱۶ دی ۱۳۹۴

مربیان ایران< اسلامی > قبولش نداشتند، در آمریکا سرمربی شد.
در روزهایی که بالا رفتن از دیوار سفارت عربستان در تهران خبرساز شده، بار دیگر یک ایرانی در آمریکا از دیوار موفقیت بالا رفت.
 امید نمازی به عنوان سرمربی تیم ملی زیر ۱۸ سال فوتبال آمریکا انتخاب شد.
نخستین اردوی این تیم، دو هفته بعد در فلوریدا برگزار می‌شود تا مهیای حضور در رقابت‌های بین‌المللی به میزبانی آرژانتین شوند. نمازی دستیار کارلوس کی‌روش در مسیر راهیابی به جام جهانی ۲۰۱۴ بود. او پس از جدایی از تیم ملی ایران، مدتی به عنوان دستیار در تیم دختران و سپس به عنوان کمک مربی تیم ملی جوانان آمریکا، این تیم را در جام جهانی همراهی کرد.
پایگاه خبری ussoccer از سرمربیگری نمازی در تیم ۱۸ ساله‌ها و به راد فریدل در تیم ملی منهای ۱۹ سال خبر داده است. فریدل سابقه ۸۲ بازی ولی و سنگربانی در لیورپول و تاتنهام را دارد. او همچنین به عنوان تحلیلگر با شبکه بی بی سی و چند رسانه دیگر همکاری کرده است.
نمازی ۵۰ ساله در تمام سطوح باشگاهی فوتبال آمریکا بازی کرده. تب راموس ستاره سابق فوتبال آمریکا و سرمربی تیم ملی زیر ۲۰ سال این کشور، انتخاب فریدل و نمازی را در راستای کار مشترک و هماهنگی بیشتر در برنامه‌های تیم ملی، «بسیار مهم» ارزیابی کرد.
بازیکن سابق رئال بتیس در لالیگا گفت: هر دوی آنها در نتایج موفق اخیر تیم ملی جوانان نقشی کلیدی داشتند و ما قصد داریم با همکاری منسجم، کیفیت فنی بازیکنان جوانان را ارتقا ببخشیم.
امید در ایران
اردیبهشت ۱۳۹۰ وقتی نمازی به عنوان دستیار کی‌روش معرفی شد، اغلب مربیان شاغل در لیگ برتر این انتخاب را زیر سؤال بردند. علی پروین که روش کار نمازی در استیل آذین را دیده بود، از معدود پیشکسوتان فوتبال ایران بود که به حمایت از او پرداخت.

برخی واکنش‌ها چنان تند و عصبی بود که دور از انتظار به نظر می‌رسید. اصغر شرفی در مصاحبه با سایت گل، خطاب به امید نمازی گفت: وقتی که به دنیا نیامده بودی، در فوتبال کار می‌کردم. اگر تو را ببینم یک سیلی به تو خواهم زد!
اظهار نظری که جریمه یا توبیخی از جانب فدراسیون فوتبال در پی نداشت. مجری برنامه ورزش از نگاه ۲ در شبکه دوم سیما نیز با صراحت، زدوبند را دلیل انتصاب نمازی دانست.
خداداد عزیزی به خبرگزاری ایسنا گفت: «نه امید نمازی را تا الان از نزدیک دیده‌ام و نه او را می‌شناسم. فدراسیون می‌تواند به کی‌روش بگوید ما یکی از بازیکنان بزرگ تیم ملی را کنار شما می‌گذاریم.»
محمدرضا کربکندی گفت کی‌روش احساس کرده نمازی از بقیه بی‌خطرتر است. جلال چراغپور هم گفت این انتخاب، هیچ توجیه فنی ندارد.
غلامحسین پیروانی به ایسنا گفت: «من این شخص را نمی‌شناسم. حتی الان که نام خانوادگی‌اش را به کار بردید در خاطرم نماند.»
سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال ایران در سال ۱۹۹۶ سرمربی مترواستارز آمریکا بود و آشنایی‌اش با امید نمازی به سال‌های فعالیت او در آمریکا بازمی‌گشت. با این حال بیژن ذوالفقارنسب هم در برنامه ۹۰ گفت کی‌روش باید دستیار ایرانی داشته باشد و این دو نفری که انتخاب کرده «مارکار آقاجانیان و امید نمازی» چندان ایرانی نیستند!...
پس از صعود به جام جهانی، تبعیض در اعطای پاداش و بی‌توجهی به کادر فنی حاشیه‌های زیادی را در تیم ملی ایجاد کرد. آنتونیو سیموئز و امید نمازی از تیم ملی جدا شدند.
کی‌روش هم که از جدایی یارانش ناراحت بود در نشست خبری، در واکنش به فعالیت جدید نمازی در فوتبال آمریکا گفت: «چندین بار عذرخواهی می‌کنم که امید را به عنوان دستیار انتخاب کردم. او بزرگترین اشتباه من بود.»
امید نمازی فرزند دکتر مهدی نمازی‌زاده است که در دو رشته والیبال و بسکتبال در مسابقات جهانی دانشجویان شرکت داشته. نایب‌رییس سابق فدراسیون بسکتبال، با سوابقی چون قائم‌مقامی کمیته بسکتبال غرب آسیا، عضو کمیته اجرایی کنفدارسیون بسکتبال آسیا و استاد دانشگاه شهید بهشتی.
امبد هنگام تحصیلات پدرش در آمریکا در این کشور متولد شده. از شش سالگی تا ۱۸ سالگی در ایران بوده و سپس به آمریکا مهاجرت کرده. دو سال قبل واشینگتن پست درباره او نوشت: «نمازی در ایالت یوتا متولد شده. پس از سپری کردن دوران جوانی در ایران، همراه خانواده‌اش به آلکساندریا مهاجرت کرد. پدرش دانشجوی دانشگاه مریلند بود. امید هم در دانشگاه ویرجینیای غربی درس خواند.»
                                             ________________________________________________

شایع‌ترین اختلال روانی بین نسل جوان امروز " ایران "افسردگی است .

حدود یک سوم جمعیت بزرگسال ایران دچار اختلالات روانی هستند.
رئيس سازمان بهزیستی <رژیم اسلامی> ایران گفته است که ۳۴ درصد جمعیت کشور در سنین ۱۹ تا ۶۰ سال دچار اختلالات روانی‌اند. تنگناهای اقتصادی و هم‌چنین فشارهای روانی <رژیم> ایدئولوژیک می‌تواند از جمله دلایل این وضع باشد.

به گزارش خبرگزاری ایلنا انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی  روز چهارشنبه (۱۶ دی/۶ ژانویه) در جلسه مدیران ارشد این سازمان به آمار بالای شهروندانی که به مشکلات روانی دچار هستند اشاره کرده است. آماری که او داده، بسیار نگران‌کننده است؛ ۳۴ درصد از افراد بالغ کشور دچار مشکلات روانی هستند.
سرعت افزایش بیماری‌های روانی در ایران<اسلامی> بی‌سابقه است. در سال ۹۲ این آمار به گفته احمد جلیلی، رئیس منتخب انجمن علمی روانپزشکان ایران، ۲۵ درصد افراد بزرگسال را در برمی‌گرفت.
بیشتر بخوانید: از هر چهار ایرانی یک نفر "اختلال روانی" دارد
خشونت، افسردگی، اعتیاد و خودکشی
این اولین بار نیست که نسبت به گسترش دامنه اختلالات روانی در ایران<اسلامی> هشدار داده می‌شود. سال گذشته و سال‌های قبل از آن نیز مسئولان بلندپایه،! کارشناسان !و استادان ! دانشگاه‌ از افزایش مشکلات روحی روانی در ایران ابراز نگرانی کرده بودند.
 این اختلالات به انواع مختلف در جامعه بروز می‌کنند، از افزایش زد و خورد و بروز رفتار عصبی گرفته تا افسردگی و افتادن به دام اعتیاد یا خودکشی.
آبان‌ماه گذشته خبرگزاری "ایسنا"، از قول حسین قنبرنژاد، نماینده معاونت راهبردی! قوه قضاییه از افزایش ۱۷ درصدی جرایم خشن در سال ۹۳ نسبت به سال ۹۲ خبر داد. او هم‌چنین گفته بود که تهدید و خشونت‌های کلامی و ضرب و جرح در فهرست ۱۰ اتهام اول پرونده‌های کیفری ظرف پنج سال گذشته بوده‌اند.
گزارش پزشکی قانونی در خردادماه امسال نشان می‌دهد که در ایران در هر دقیقه یک نزاع صورت می‌گیرد و روزانه یک هزار و ۶۰۰ پرونده نزاع منجر به جرح در این سازمان تشکیل می‌شود. بیشتر جرم‌شناسان معتقدند که مشکلات اقتصادی و آسیب‌هایی چون تورم، گرانی، بیکاری، فقر، ترافیک سنگین یا آلودگی هوا آستانه تحمل افراد را پایین می‌آورد و بستر مناسبی برای خشونت ایجاد می‌کند.
بیشتر بخوانید: کتک‌کاری و توهین؛ اتهام‌های عمده پرونده‌های کیفری در ایران
حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در همین رابطه گفته است که افزایش خشونت در ایران "مشکل فرهنگی و روانی" است و باید چاره‌ای برای آن اندیشید.
محدودیت‌های اخلاقی و نبود نشاط در جامعه
انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی در جلسه روز چهارشنبه مدیران ارشد این سازمان هم‌چنین به افزایش چشمگیر آمار معتادان اشاره کرده که از یک میلیون و دویست هزار نفر به دو میلیون نفر رسیده است. او اضافه کرده است که این آمار رسمی است اما عده واقعی معتادان تا پنج میلیون نفر هم تخمین زده می‌شود.
اما این تنها کارگزاران دولت نیستند که به آمار تکان‌دهنده اعتیاد، خودکشی، جرایم گوناگون و افزایش خشونت در جامعه توجه می‌دهند.
در اردیبهشت سال ۹۳ اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام!!، در دیدار با اعضای شورای مرکزی سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره ایران درباره افزایش بیماری‌های روانی در جامعه سخن گفت و تاکید کرد که باید این مسئله را جدی گرفت.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که در جامعه‌‌ی بسته‌ای مانند <رژیم> اسلامی برای جوانان و به‌ویژه زنان، محدودهای بسیار اجتماعی و "اخلاقی" وجود دارد که فضایی برای شادی و نشاط باقی نمی‌گذارند. وضعیت اقتصادی و اجتماعی افراد نیز در بروز بیماری‌های روانی بسیار موثرند.
دکتر فرامرز قره‌باغی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه پیش از این  گفته بود که اجبارهای اجتماعی و اقتصادی برای قراردادن افراد در چارچوبی ایدئولوژیک و از پیش تعیین‌شده، یکی از مهم‌ترین دلایل به هم خوردن تعادل روحی افراد هستند.
بهمن ماه سال ۹۱ نتیجه یک پژوهش در ایران منتشر شد، که نشان می‌داد بیشترین اختلال روانی در میان جوانان در کشور ابتلا به افسردگی است. از ۲۵۰۶ جوانی که ۶۰۶ نفر آنها در مقطع پیش دانشگاهی و بقیه دانشجو بودند، در مورد ترس از بیماری، افسردگی، وسواس اجباری، اضطراب، خصومت و پرخاشگری، شکایت جسمی، روان‌پریشی و حساسیت در روابط متقابل سوال شده بود.
بیشتر بخوانید: نرخ تامل‌برانگیز افسردگی در میان جوانان ایرانی
محمدتقی حسن‌زاده، رییس مرکز مطالعات! وزارت ورزش و جوانان به خبرگزاری مهر گفته بود که نتیجه این تحقیق نشان داده که شایع‌ترین اختلال روانی بین نسل جوان افسردگی است. سایر اختلالات به ترتیب شامل خصومت و پرخاشگری ۹ / ۲ درصد، تفکر پارانوئیک (کج‌خیالی و وهم ) ۷ / ۲ درصد، وسواس ۴ / ۲ درصد، حساسیت در روابط متقابل ۹ / ۱ درصد، روان‌پریشی ۱ / ۲ درصد و ترس ۹ دهم درصد بوده‌اند.
D W

۱۵ دی ۱۳۹۴

  سی و پنج سال  نظام کاریکاتوری < رژیم > اسلامی.
در ذهن خود تنها به دنبال یک فعالیت خمینی و خامنه‌ای بگردید که معطوف به بهتر شدن زندگی مردم و ارتقای چشم انداز آینده‌ی آنها باشد. نمی‌توانید پیدا کنید.
هنگامی که روحانیون اسلام‌گرا و هم‌فکران آنها در حال تاسیس نهادهای < رژیم > اسلامی و تنظیم قوانین آن بودند از اسامی نهادهای امروزین در دیگر نقاط دنیا استفاده کردند (مجلس، قوه‌ی مجریه، قوه‌ی قضاییه، هیات منصفه، سازمان بازرسی، شورا، قانون، حقوق) اما آنها را از معانی معمول‌شان تهی ساختند با این توجیه که دارند آنها را بومی یا اسلامی می‌کنند.
 از همین جهت < رژیم >  اسلامی شبیه هیچ یک از نظام‌های معمول دنیا نیست؛ کاریکاتوری است از نظام‌های سیاسی موجود در هر جهت آن. تنها وجهی از نظام که بسیار شبیه به نظام‌های دیگر است سازمان یا ماشین سرکوب آن است که بسیار شبیه نظام‌های کمونیستی و فاشیستی است.
کاریکاتور دموکراسی و انتخابات
دولت و مجلس در مجادلات سیاسی در داخل و خارج خود را نماینده‌ی مردم و برآمده از انتخابات معرفی می‌کنند. آنها خود بهتر از همه می‌دانند که منتخبان کاست نظامی-امنیتی از مجرای شورای نگهبان و منابع اختصاصی به نظامیان و امنیتی‌ها هستند. شورای نگهبان آنها را نامزد می‌کند و منابع عمومی اختصاصی شده برای تبلیغات سیاسی آنها صرف می‌شود. نام انتخاب برخی وفاداران برای دولت و مجلس را گذاشته‌اند انتخابات و نام همین انتخابات را بدون مولفه‌های دیگر گذاشته‌اند دموکراسی!!.
فکاهی ترین نهاد < رژیم > اسلامی انتخابات است. نام بیعت با نامزدهای معرفی شده از سوی <رژیم>  را گذاشته اند انتخابات. تازه در همان بیعت نیز در مراحل مختلف‌اش دستکاری می‌کنند.
کاریکاتور قوای سه گانه
در یک نظام دموکراتیک، رئیس دولت افرادی را به عنوان وزیر به مجلس معرفی می‌کند و نمایندگان مردم به او رای اعتماد می‌دهند یا نمی‌دهند. اما در کاریکاتور آن در < رژیم > اسلامی ولی فقیه و دستگاه‌های امنیتی و نظامی ذیل وی در این فرایند دخالت می‌کنند. اگر دخالت وی هم اعلام شود رئیس پارلمان کاریکاتوری آن را تکذیب می‌کند (مثل تکذیب علی لاریجانی در باب رد جعفر توفیقی برای وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری توسط خامنه‌ای از قول علی مطهری، تابناک ۱ آبان ۱۳۹۲)
کاریکاتور هیات منصفه
در < رژیم > اسلامی اعضای هیات منصفه فقط برای یک موضوع آن هم اگر قوه‌ی قضاییه موردش را بپذیرد تعیین می‌شوند: شکایات مطبوعاتی. بسیاری از روزنامه نگاران و مدیران مسئول در پشت درهای بسته محاکمه شده‌اند اما روزنامه‌های خودی در ده سال گذشته و در روزنامه‌های دو جناح حکومتی در دهه‌ی هفتاد در دادگاهی با هیات منصفه محاکمه می‌شدند. اما این هیات فقط اسمش منصفه است چون گروهی منصوب (برای یک دوره‌ی معین) از معتمدان نظام و بیت رهبر<رژیم> هستند. هیات منصفه در همه جای دنیا به طور تصادفی از میان شهروندان انتخاب می‌شود تا عموم مردم داور برخی از جرائم قرار گیرند. اما <رژیم> اسلامی نام چند تنی از معتمدانش را که در تنها یک نوع محاکمه (آن هم نه همه‌ی موارد مطبوعاتی) حضور دارند گذاشته است هیات منصفه.
کاریکاتور رسانه‌ها
نام دستگاه‌های تبلیعاتی در < رژیم >  اسلامی را گذاشته‌اند رسانه. تیم فوتبال دولت و حکومت با بستن پای دیگر رقبا همیشه برنده‌ی میدان فعالیت رسانه‌ای هستند. آنها که بخواهند رسانه باشند برایشان بمب می‌گذارند یا توقیفشان می‌کنند. دستگاه‌های تبلیغاتی< رژیم > اسلامی بخش خبری دارند اما خبر نمی‌دهند (یک باره در اول یک بخش خبری ۲۰ دقیقه سخنرانی رهبر <رژیم >  را از رو می‌خوانند)؛ تفسیر و تحلیل خبر را ظاهرا دارند اما در این بخش‌ها به مخالفان نظام فحاشی می‌کنند (اخبار ۲۰:۳۰)؛ فیلم پخش می‌کنند اما فیلم‌های خارجی آنها تکه پاره‌ی فیلم اصلی و فیلم‌های داخلی بیانیه‌های سیاسی است مگر آن که فیلم آن چنان تهی از معنا یا آن چنان تکه و پاره شده باشد که دیگر تماشاگر از آن سر در نیاورد.
کاریکاتور رهبری
تنها کاری که خمینی و خامنه‌ای نکرده‌اند رهبری است. آنها در کار کشتن و سرکوب مخالفان داخلی و تنش و مداخله‌ی نظامی در منطقه بوده‌اند. در ذهن خود تنها به دنبال یک فعالیت خمینی و خامنه‌ای بگردید که معطوف به بهتر شدن زندگی مردم و ارتقای چشم انداز آینده‌ی آنها باشد. نمی‌توانید پیدا کنید. آنها در کار رسیدگی به زندگی مداحان، روحانیون، سپاهیان و ابواب جمعی دیوانسالاری خود بوده‌اند و سهم مردم عادی نیز ارعاب و کنترل و چماق (بدون هویج) بوده است.
کاریکاتور اداره‌ی کشور
طی دوره ۱۳۹۱-۱۳۸۴ ، بدهی بانکها به بانک مرکزی ۱۳/۶ برابر و بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی ۲/۶ برابر گردیده که این امر در اثر عدم توازن مالی دولت و عدم کفایت منابع خزانه رخ داده است. نتیجه چنین رویکردی ۴/۴ برابر شدن پایه پولی و ۵/۰ برابر شدن نقدینگی در کشور بوده که ضمن تغذیه تورم ۴۰ درصدی کنونی و ایجاد بی ثباتی، از طریق ایجاد رشد منفی سرمایه گذاری و تولید امکان ایجاد فرصت شغلی لازم برای سیل عظیم جوانان جویای کار را از بین برده است.(پاسخ بانک مرکزی به بهمنی، تابناک، ۱ آبان ۱۳۹۲) رشد اقتصادی کشور در سال گذشته منفی ۵/۴ بوده است.
ایران در همه‌ی رتبه بندی‌های جهانی مثبت در پایین فهرست و در رتبه بندی‌های منفی در بالای فهرست است: در دولت الکترونیک، رتبه‌ی ۱۰۰ از میان ۱۹۰ کشور؛ بالاترین میزان اعدام در واحد جمعیت؛ بالا ترین تعداد معتاد در واحد جمعیت؛ در شفافیت ۱۴۶ ام در میان ۱۸۰ کشور؛ در تعداد روزنامه نگارن زندانی اول یا دوم؛ در آزادی مطبوعات رتبه ۱۶۶ در میان ۱۶۹ کشور؛ در آلوده کننده‌ها پنجمین؛ دارای بیشترین شهرهای با هوای آلوده در میان ده شهر آلوده دنیا؛ رتبه‌ی آخر در میان صد کشور از حیث حاکمیت قانون؛ رتبه‌ی قدرت سیاسی زنان ۱۲۸ در میان ۱۳۰ کشور؛ در تورم رتبه‌ی ۱۷۶ در میان ۱۸۱ کشور؛ دارای بیشترین خبرنگار در تبعید؛ رتبه‌ی اول فرار مغزها در میان ۶۱ کشور در حال توسعه؛ در وابستگی به مدیریت حرفه‌ای رتبه‌ی ۱۲۱ از ۱۳۹؛ از نظر مرگ ناشی از سوانح در دنیا پنجم و در منطقه اول؛ و در شاخص صلح جهانی در مقام ۱۰۵ در میان ۱۴۰ کشور (این آمارهای مربوط به سال‌های اخیر هستند)
در حالی که ایران در سوریه و لبنان و عراق در حال صرف میلیاردها دلار برای آتش افروزی و بسط سلطه است اداره ی راهداری آذربایجان غربی توانایی پرداخت ۲۵۰ هزار تومان برای روغن ماشین‌های تیغ زنی جاده ها در فصل زمستان را ندارد و روستاییان نمی‌توانند بیماران و زنان در حال وضع حمل خود را به بیمارستان برسانند. (ایسنا ۳۰ آذر ۱۳۹۲)
کاریکاتور چترهای حمایتی
کمیته‌ی امداد و سازمان بهزیستی قرار است به نیازمندان رسیدگی کنند اما هر دو ناتوانند. بهزیستی بودجه‌ی کافی ندارد. کمیته‌ی امداد هم بخشی از بودجه‌هایش را هدر می‌دهد و بخشی از پول دولت را میان بخشی از نیازمندان توزیع می‌کند تا برای اداره کنندگانش سرمایه‌ی سیاسی درست کند.
کاریکاتور توسعه‌ی زیر ساخت‌ها
حکومت به جای توسعه‌ی زیر ساخت های ارتباطی آنها را فشل می‌سازد چون از آنها می‌ترسد. تنها کافی است به وضعیت اینترنت در کشور نگاه کنید. اینترنت امروز مهم ترین زیر ساخت توسعه است اما برای < رژیم >  اسلامی تهدید امنیتی است. زیر ساخت دیگر توسعه دانشگاه‌هاست. پروژه‌ی اسلامی کردن دانشگاه‌ها سه دهه است دارد مثل خوره دانشگاه‌ها را می‌خورد و تا دانشگاه را در کشور نابود کند کامل نخواهد شد. دانشگاهی که نظامیان دیپلم ردی اداره کنند دانشگاه نیست.
کاریکاتور روابط خارجی
کشوری که اراذل و اوباش دستگاه رهبری‌اش به سفارت یک کشور دیگر حمله کرده و اموال سفارت را به خیابان می‌ریزند یا عکس مقامات آن کشور را به خیابان می‌اندازند چگونه می‌تواند مدعی روابط خارجی باشد؟ رهبران کشوری که کشور دیگر را به محو از روی کره خاک تهدید می‌کنند یا بر کشور دیگر مرگ می‌گویند چه تصوری از روابط خارجی دارند؟ روابط خارجی برای مقامات < رژیم >  اسلامی فروش نفت و وارد کردن چیزهایی است که احتیاج دارند. این کارها را در هر دو سمت قاچاقچیان می‌توانند برای آنها انجام دهند و از همین جهت با تحریم‌ها مشکلی نداشتند و می‌خواستند اقتصاد مقاومتی راه بیندازند. مداخله در امور دیگر کشور ها نیز بخشی دیگر از روابط خارجی است.
کاریکاتور امنیت
مقامات < رژیم >  اسلامی و بالاخص نظامیان و امنیتی‌ها ایران را امن ترین کشور دنیا معرفی می‌کنند. اما در این کشور خود حکومت رسما به هک سایت‌های اینترنتی می‌پردازد!. در ایران امنیت قبرستانی وجود دارد: مردم حق ندارند تجمعی بدون کسب مجوز از حکومت داشته باشند و اعتراض کنند. در آمارهای نزاع، سرقت، آزار جنسی و مزاحمت‌های خیابانی وضعیت ایران از بسیاری از کشورهای دنیا و منطقه خراب تر است.
khodnevis. بهمن/۱۳۹۲
                                                         

۱۴ دی ۱۳۹۴

پرطرفدار شدن "هروئین چینی" بین معتادان در< رژیم اسلامی> ایران .
مدیرعامل یکی از مراکز ترک اعتیاد در ایران خبر داده که نوعی مواد مخدر چینی بین معتادان ایران پرطرفدار شده است.
به گفته یوسف دولتی، مدیرعامل مرکز اقامتی ترک اعتیاد مهراندیشان آفاق!، در حال حاضر تزریق "هروئین چینی" که از مشتقات شیمیایی شیشه است و به راحتی در آب حل می‌شود، شیوع بسیار بالایی پیدا کرده‌ است.
هفته گذشته نیز یک کارشناس مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر هشدار داده بود که الگوی مصرف مواد مخدر از شیشه به هروئین تغییر پیدا کرده است.
عباس دیلمی زاده مدیر جمعیت "تولدی دیگر" که در زمینه ترک اعتیاد فعالیت می‌کند، توضیح داده بود که با گران شدن موادی مانند شیشه، معتادان به مواد تزریقی و پرخطری مانند هروئین که ارزانترین ماده مخدر است، روی می‌آورند.
به عقیده این کارشناس در صورتی که میزان تقاضا برای مصرف شیشه کاهش نیابد، نیاز بازار باید به طریقی پر شود. در نتیجه دولت باید در پی مدیریت! مصرف مواد مخدر بوده و معتادان را به سمت مصرف مواد کم خطرتر هدایت کند
                                                      _____________________________________

ملا و مملکت داری .......؟؟

< آخوند > جنتی: بعضی از داوطلبان خبرگان قمارباز و مشروب‌خوارند!.
                                    "برخی کت و شلواری و برخی نیز زن هستند!!
احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان! <رژیم اسلامی >  ایران می‌گوید پرونده تعدادی از داوطلبان انتخابات خبرگان رهبری نشان می‌دهد که "این افراد قمارباز و مشروب خوارند و برخی دیگر مشکلات اخلاقی دارند!!".
به گزارش خبرگزاری ایسنا  جنتی بار دیگر از تعداد بالای ثبت نام کنندگان در انتخابات خبرگان و مجلس انتقاد کرد و گفت در میان داوطلبان مجلس خبرگان "برخی کت و شلواری و برخی نیز زن هستند که مراجعه و ثبت نام کرده‌اند!!. من نمی‌فهمم که وضعیت چگونه است و چرا اینقدر بی در و پیکر است!!".
۸۰۱ نفر برای نامزدی در این دوره از انتخابات خبرگان ثبت نام کرده‌اند که نسبت به دوره قبل در سال ۱۳۸۵، بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته است.
ده نفر از حدود ۵۰۰ نفری که برای شرکت در آزمون کتبی خبرگان دعوت شده‌اند داوطلبان زن هستند. این آزمون، فردا سه‌شنبه ۱۵ دی ماه برگزار می‌شود.
انتخابات مجلس خبرگان! رهبری و مجلس شورای اسلامی هم‌زمان روز هفتم اسفندماه برزگزار می‌شود و صلاحیت داوطلبان هر دو انتخابات باید به تایید شورای نگهبان به ریاست آقای جنتی برسد!!.

۱۳ دی ۱۳۹۴

نفت ایران، ارزان‌ترین نفت دنیا شد.
قیمت نفت سبک و سنگین صادراتی ایران در یک هفته اخیر بیشترین میزان کاهش را در بازار به ثبت رساند به طوری‌ که قیمت هر بشکه نفت سنگین ایران ۲۸ دلار شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در ادامه تند‌تر شدن شیب سقوط آزاد قیمت نفت در بازار جهانی، شاخص نفت سنگین صادراتی ایران به یکی از ارزان‌ قیمت‌ترین نفت‌ خام‌های موجود در بازار تبدیل شده است.
بر این اساس در معاملات منتهی به ۲۵ دسامبر ۲۰۱۵ میلادی قیمت هر بشکه نفت سنگین صادراتی ایران با کاهشی ۶۴ سنتی به کمتر از ۲۸ دلار و ۴۰ سنت رسید. ضمن آنکه قیمت هر بشکه نفت سبک صادراتی ایران از این کاهش قیمت در امان نماند.
در این مدت قیمت هر بشکه سبک صادراتی ایران با کاهشی حدود ۶۷ سنتی به ۳۱ دلار و ۷ سنت رسید، ضمن آنکه از ابتدای سال‌جاری تاکنون متوسط قیمت هر بشکه نفت سنگین صادراتی ایران ۴۸ دلار و ۲۸ سنت و بهای هر بشکه نفت سبک صادراتی ایران حدود ۵۰ دلار و ۳۴ سنت معامله شده است.
از این رو در حالی قیمت هر بشکه نفت سبک و سنگین صادراتی ایران به پایین‌ترین سطح در سال ۲۰۱۵ میلادی رسیده، قیمت این دو شاخص نفت ایران در مقایسه با قیمت سبد نفتی اوپک، برنت دریای شمال، نفت وست تگزاس آمریکا، دبی و عمان در پایین‌ترین سطح قرار گرفته است.

                                          =========================================

مزدوران رژیم با نام " افراد خود سر!! " این چنین < خود سری > کردند .....!

حمله به سفارت عربستان در مشهد و تهران
به دنبال اعدام شیخ نمر، روحانی سر‌شناس شیعه در عربستان، تجمع اعتراضی! در مقابل سفارت این کشور در تهران برگزار شده است و به گفته پلیس تهران شماری از «افراد خودسر» با ورود به این سفارت، به ساختمان آن خسارت وارد کرده‌اند.
در آخرین ساعات شنبه رسانه های ایران از تجمع معترضان! به اعدام شیخ نمر در مقابل سفارت عربستان در تهران و مشهد، و ورود برخی از آنها به داخل ساختمان سفارت و به آتش کشیدن بخشی از آن خبر دادند.

عربستان سعودی روابط خود با < رژیم اسلامی >  ایران را قطع کرد.
عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان سعودی، شامگاه یکشنبه از تصمیم این کشور به قطع کلیه روابط با < رژیم > اسلامی ایران خبر داد و از دیپلمات‌های! ایرانی خواست تا ظرف ۴۸ ساعت خاک عربستان سعودی را ترک کنند.
وزیر خارجه عربستان همچنین گفته است که کلیه دیپلمات‌های این کشور ایران را ترک کرده‌اند، و هم‌اکنون در دوبی به سر می‌برند تا راهی ریاض شوند.
این اعلام کمتر از یک روز پس از حمله معترضان به سفارت عربستان سعودی در تهران صورت می‌گیرد.


نزن مامور، لبوی داغ جرم نیست ؟!
لبو فروش و گل فروش بخشی از هویت شهر هستند. کسی از دیدن آنها احساس آزردگی نمی کند و معبری را هم نمی بندند.
عصر ایرانبرخورد ماموران شهرداری تهران با یک لبو فروش در خیابان جمهوری تهران با واکنش منفی افکارعمومی رو به رو شده .
« اینجا تهران است؛ خیابان جمهوری!. همین چند ساعت پیش ماموران شهرداری تمام دارایی یک لبوفروش را به خاک سیاه نشاندند.
چند وقت پیش هم هجوم ایشان به پسرکی گل فروش را در چهار راه فرمانیه به چشم دیدیم. تمام گل هایش راپرپر کردند؛ شاخه به شاخه با قدرت و با صلابت...» .
« لابد قانون را اجرا می کنند. اما < چرا >  باهمین جدیت و شدت با برج سازانی که در گوشه و کنار شهر به ریش من و شما و قانون می خندند  برخورد نمی کنید.»

۰۷ دی ۱۳۹۴

ملا و مملکت داری .....؟؟


تکرار "توهین‌های شنیع" به معاون < رئیس دولت رژیم اسلامی>.
معاون رئیس < دولت >  در امور زنان در واکنش به مطلبی از هفته‌نامه یالثارات، این نوشته را حاوی توهین‌ها و دشنام‌های "شنیع و سخیف" خواند. ارگان انصار حزب‌الله! جوابیه‌ای منتشر کرده که به مراتب تندتر از مطلب قبلی است.

هفته‌نامه یالثارات در مطلبی که دوم دی‌ماه منتشر شد معاون رئیس < دولت >  در امور زنان و خانواده را فمینیست و طرفدار "به رسمیت شناختن روسپیگری زنان" خواند!.
ارگان انصار حزب‌الله حسن روحانی را دارای دیدگاه‌های لیبرالی خوانده و او و شهیندخت مولاوردی را متهم می‌کند که به برخورد با "زنان لاابالی و بی‌حیا و حجاب" اعتقاد ندارند.
مولاوردی روز یک‌شنبه، ششم دی‌ماه با انتشار یادداشتی ضمن اشاره به حمله‌های قبلی این نشریه به خود نوشت: «این بار قلم را به الفاظ شنیعی آلوده کرده‌اند که حتی در تاریخ روزنامه‌نگاری قبل از انقلاب!!!!! هم بی‌سابقه است، لذا بر آن شدم برای ثبت در تاریخ نکاتی را متذکر شوم.»
واکنش به حضور زنان در انتخابات
معاون رئیس < دولت >  می‌گوید لیبرال خواندن حسن روحانی و "توهین‌های شنیع" به او در روزهایی که زنان برای داوطلبی در دو انتخابات پیش رو ثبت‌نام می‌کردند حامل این پیام است که "مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان برای تعیین سرنوشت خود و کشورشان" هزینه‌هایی سنگینی به همراه دارد.
در جریان ثبت‌نام از داوطلبان نامزدی در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ۱۲ هزار و ۱۲۳ نفر نام‌نویسی کردند که ۱۴۳۴ نفرشان زن هستند.
به این ترتیب حدود ۱۲ درصد ثبت‌نام کنندگان را زنان تشکیل می‌دهند که نسبت به انتخابات نهمین دوره مجلس ۴ درصد بیشتر است.
شهیندخت مولاوردی می‌نویسد، نوشته اخیر یالثارات نشان می‌دهد "زنان به استقبال چه مخاطرات و هزینه‌هایی می‌روند" و این نشریه!! از این طریق "زهر چشم حسابی گرفته است تا زنان یادشان نرود معاون رئیس‌< دولت >  هم که باشند از تیغ تیز تخریب‌ها در امان نیستند".
توهین‌های غیرقابل انتشار
معاون رئیس < دولت >  در امور زنان و خانواده در ادامه نوشت: «لحن و ادبیات و توهین‌ها و اتهامات به‌کار رفته در این یادداشت آنچنان سخیف است که سایت‌هایی که اقدام به بازنشر آن کرده‌اند پیشاپیش از خوانندگان خود پوزش طلبیده‌اند.»
مطابق این نوشته، مطلب یالثارات ظاهرا در پاسخ به دیدگاه رئیس‌< دولت >  درباره "منحصر نکردن امر به معروف و نهی از منکر به تار موی زنان و دختران" و مصاحبه سال گذشته مولاوردی در زمینه "عدم اعتقاد دولت به برخورد سلبی با بدحجابی و در مرحله آخر بودن اینگونه برخوردها" و با ادعای دفاع از امر به معروف و نهی از منکر نوشته شده است.
مولاوردی خاطر نشان کرد که انصار حزب‌الله گمان می‌برند با این نحوه دفاع از حجاب و امر به معروف جوانان نسل جدید به سمت دین و ایمان گرایش پیدا می‌کنند، در حالی که "با این دفاع بد که به مراتب بدتر از حمله است با دست خودشان بندگان خدا را فوج فوج از دین خدا خارج می‌کنند"
.
هفته‌نامه یالثارات در مقاله‌ای زیر عنوان "دیوار شکسته و زن سلیطه" به یادداشت مولاوردی واکنش نشان داده و با تکرار مطالب هفته گذشته تعبیرهای تندتری علیه او به کار برده که برخی رسانه‌ها، از جمله خبرگزاری ایسنا آنها را غیر قابل انتشار ارزیابی کرده‌اند.

بیشتر بخوانید: گشت موتوری انصار حزب‌الله در پارک‌ها و مراکز خرید
"همپالگی زن بدتر از فاحش"
ارگان انصار حزب‌الله مدعی است معاون رئیس < دولت >  در امور زنان در "آه و فغان‌نامه" خود، مشخص نکرده که کدام بخش از مطلب یالثارات "خاطر ظریف و حساس علیا مخدرّه، معاون محترم  را آزرده و قلم مبارک وی را برآشفته" است.
این نشریه به بهانه "پرهیز از تشویش اذهان و افشای اشک و آه جانسوز خانم محترمی که ظالمانه مورد تهمت و تعّرض‌کلامی یالثارات قرار گرفته" به بازنشر بخشی از مطلب قبلی پرداخته است.
دبیر سیاسی هفته‌نامه یالثارات در بخش دیگری از این یادداشت، مولاوردی را "آن زن فمینیست، عضو ارشد تشکیلات برانداز و منحل شده مشارکت" خوانده و ادعا می‌کند که او گفته است: «دولت با برخورد با زنان (ولو با عریانی کامل آشکار شوند) مخالف است.»
عضو تحریریه نشریه انصار حزب‌الله در ادامه، معاون رئیس < دولت >  را "همپالگی" یکی از روزنامه‌نگاران ایرانی ساکن لندن معرفی کرده که در این نشریه "زن خبرنگار سابق روزنامه‌های اصلاح‌طلب" و "بدتر از فاحشه" خوانده شده است.

بیشتر بخوانید: هشدار حزب‌الله به دولت: زنان به ورزشگاه بیایند زلزله به پا می‌کنیم
به رسمیت شناختن روسپیگری
پایگاه رسانه‌ای افراطیان موسوم به لباس شخصی‌ها، در بخش دیگری از جوابیه خود به مولاوردی نوشته است: «اگر بناست معاونت امور زنان ریاست < دولت > ، پس از مسافرت به کشورهای حوزه اسکاندیناوی، با تقلید از الگوی فنلاند برابری جنسیتی در ایران و خاورمیانه برقرار کند، لااقل برای اثبات حُسن‌ نیت و صداقت به کفّار فنلاند، شایسته بود همانطور که برای به رسمیت شناختن روسپیگری زنان، نشست برگزار می‌کنند در نشست بعدی فکری هم به حال رسمیت شناختن روسپیگری مردان کنند!»
معاون رئیس < دولت >  تاکید کرده که "در دفاع از حیثیت یک انسان در وهله اول و سپس حیثیت زنان سرزمین" و نیز "جایگاه حقوقی و حقیقی" خود حق پیگیری و شکایت از نشریه یالثارات را برای خود محفوظ می‌داند.
او افزود این حق "برای اتهامی که این نشریه در مورد یکی از بانوان هموطنمان وارد کرده و اثبات آن نیاز به ادله خداپسند و محکمه‌پسند دارد" هم محفوظ است.
یالثارات در واکنش به این یادداشت نوشته است: «شاید خانم معاون محترم در دفاع از این جرثومه معروفه جهانی معذور و مجبور باشد، زیرا خانم معاون و این زن کذایی هر دو همپالگی و از مشاهیر زنان اصلاح‌طلب در دوره تُرکتازی خاتمی مطرود بودند!»
شهیندخت مولاوردی در دوره  خاتمی مدیریت ارتباطات بین‌الملل مرکز امور مشارکت زنان  را بر عهده داشت.
هفته‌نامه یالثارات سال گذشته با حکم هیئت نظارت بر مطبوعات و به اتهام "توهین و افترا به مسئولان و نشر شایعه و مطالب خلاف واقع
" برای مدت پنج ماه توقیف شد !.
                                               ___________________________________________

۰۴ دی ۱۳۹۴

عبور از جامعه یا جنگل .....؟؟؟؟

با تماشای  این تصویر ، اگر خرافه و تعصب پرده بر اندیشه و بینش مان  نکشیده باشد- باید جنگلی مملو ازوحوش درنده و گزنده ای را مجسم کنیم که " عروس " خانم برای در امان ماندن از گزند آنها چاره ای جز استتار " چهره " خودش " آنهم به شکلی که می بیند نداشته است. 

۲۵ آذر ۱۳۹۴

گزارشی از اوضاع< آشفته > و به شدت < بهم ریخته ی ایران <اسلامی>.
هر کس در این روزها به ایران سفر کند، تمدن اسلامی مورد ادعای آقای خامنه ای و اطرافیان و نزدیکانش را با تمام وجود حس خواهد کرد. تمدنی که در اقتصاد با بی ثباتی، تورم، رکود و انواع فسادهای مالی روبروست. در فرهنگ با سقوط اخلاق و معنویات و در جامعه با انواع بیماری های متعدد اجتماعی. در سیاست با ریا، تندروی، چاپلوسی و حکومت ملوک الطوایفی و در محیط زیست با آلودگی هوا و زمین خواری. حتی در دین هم شاهد دین گریزی و پا گرفتن فرقه های متعدد اسلامی و غیر اسلامی روبرو می شود.
برای من که هر شش ماه یکبار به ایران سفر میکنم همه آنچه که در بالا برایتان بر شمردم آشکارتر از روز است. از همان بدو ورود به فرودگاه با همه این پدیده ها روبرو می شوید.
در این آخرین سفرم، وقتی از قسمت گذرنامه و گمرک عبور کردم و داشتم چمدان هایم را در صندوق عقب تاکسی جا میدادم یکنفر به پشتم زد و سلام کرد و گفت "من پلیسم و میخواهم چمدان هایت را ببینم!". کارتی نشان داد که معلوم نبود چه نوع پلیسی است. گذرنامه ام را گرفت و ده بیست تا سوال کرد که اسمت و کارت چیست و چرا آمدی ایران و چرا بارداری و از این حرفها. کار من با خونسردی و نشان دادن سوغاتی ها به او پایان یافت! ولی داشتم شاخ در می اوردم که همین سوالات را مگر مامور گذرنامه یا کارکنان گمرک نمیتوانند بپرسند؟ یا وسایل مرا بگردند که پلیس حتما باید در خیابان اینکار را بکند؟ سوار که شدم از راننده تاکسی دلیل را پرسیدم. گفت تعجب نکن. اینجا جمهوری !!اسلامی است و چون تازگی باندی از کارکنان گمرک و باربرهای گاریچی فرودگاه امام!! را با قاچاق سنگین لوازم ممنوعه گرفته اند حالا به افراد  مثل شما گیر میدهند. گفت مثلا فردی با ده تا پانزده چمدان میامده و باربرها با هماهنگی قبلی با افراد و گمرک این چمدانها را رد میکرده اند و برای هر چمدان چند میلیون میگرفتند.
در تهران این نوع فسادها تا دلتان بخواهد هست. هشت سال حکومت !! احمدی نژاد با نظر خامنه ای کشور را از قانون تخلیه کرده است و حتی مردم هم براحتی تن به تخلف های کوچک و بزرگ میدهند.
وقیح ترین فسادها در قوه قضائیه جاریست. من که برای موضوعی نیاز به وکیل و مراجعه به قوه قضائیه داشتم نیمه راه عطای آن کار را به لقایش بخشیدم. وکلا با وقاحت تمام صحبت از مبالغ کلان، زدوبندهای کلان تر و حتی در صحنه هایی نقش عربده کش ها و شرخر ها هم بازی میکنند تا باصطلاح حق موکلشان را بگیرند. فکر کنید وکیلی به موکلش توصیه کند اگر ما قتل هم بکنیم و بتوانیم به اموالتان برسیم ایرادی ندارد و میشود موضوع را با قضات هماهنگ کرد.
فساد اسنادی از قدیم در دفترخانه ها رایج بوده ولی این فسادها امروزه با شوخی و خنده انجام میشود و عملا مشروعیت پیدا کرده است.
از طرف خود من وکالتی تنظیم شده بود با امضا جعلی که دلیلش را که پرسیدم با مزاح گفتند سخت نگیرید برای تسریع کار ناچار بودیم.!!....
تهران مملو از کارگران حاشیه نشین یا مهاجرهای شهرستانهاست. در رستوران ها و فست فودها، در پیمانکارهای شهرداری، در تعمیرگاهها، در نانوایی ها و قنادیها حضور آنها بوضوح دیده میشوند. آنها اکثر با حداقل حقوق بدون بیمه و مزایای مسکن کار می کنند و در حاشیه های تهران زندگی. کمتر چهارراهی در تهران بوسیله حاشیه نشین ها برای فروش گل یا بادکنک یا تکدی گری قرق نشده است.
زندگی مشقت بار این کارگران که اکثرا موقت و بدون پشتوانه است با مخاطرات بسیاری از جمله افتادن بدام اعتیاد روبروست. حداقل حقوق وزارت کار با مزایا به 860 هزار توان میرسد که بسیاری از کارفرماها با انواع و اقسام جریمه ها و تهدیدها همین مبلغ را هم از آنها دریغ میکنند.
محل مورد علاقه صبح های من دکه های روزنامه فروشی ها بود. دکه ها همه شلوغند ولی بیشتر به فروش سیگار و نوشابه و تنقلات مشغولند تا روزنامه. من که عادت به خرید چند روزنامه دارم در کمتر خانه ای رفتم که روزنامه خریده باشند. دلیلش را هم که میپرسیدم میگفتند ما انلاین خبرها را دنبال میکنم.
 رسانه های خبری تند روها بسیار فعال و بر موج های متعدد ساختگی سوار میشوند تا توجه مردم را به مسیرهای انحرافی بکشانند. بطور مثال کانالهای متعدد تلگرام بصورتی باورنکردنی در ایران رشد کرده اند و بطور دائم در حال خبر سازی، انتشار جوک و پخش مسایل انحرافی هستند و شبکه های خبری مثل بی بی سی و رادیو فردا خیلی دیر به این عرصه وارد شدند.
سرعت اینترنت و سرعت تغییر سلیقه جوانها در ایران باعث شده بسیاری از شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک با استقبال کمی مواجه شوند. این روزها تلگرام و چرخش اخبار از طریق کانالهای آن حرف اول را در ایران میزند.
اقتصاد ایران در انحصار شبکه های مالی بانکی است. تاکید دولت روحانی به جمع آوری نسبی صندوق های غیرمجاز قرض الحسنه فقط تلنگری به این شبکه است. انحصارهای مالی بانکها را به طرز عجیبی در راستای اهداف خود قرار داده اند. از طرفی با ایجاد شرکت های وابسته به بانکها سرمایه آنها را به دلالی و تجارت و زمین بازی اختصاص داده اند، از طرفی با گرفتن وامهای کلان توصیه ای عملا آنها را به معظلی برای دولت تبدیل کرده اند.
فرض کنید این عوامل شرکتی تحت عنوان بازنشستگان بانکها تاسیس کرده اند و صاحبانش افراد خاصی هستند که کاری با صدها هزار نفر بازنشستگان بانکی هم ندارند ولی با اعمال نفوذ در بانکها به یکی از واردکنندگان و دلالهای اتومبیلهای های خارجی بدل شده اند و عملا مشغول پولشویی هستند. اخبار ورشکستگی دو صندوق قرض الحسنه در مشهد و تهران را در ایام حضورم در ایران خواندم که بیرون آمدن نوک قله فسادهای مالیست.
شهرداری تهران کاملا در قامت یک حزب سیاسی - فاشیستی عمل میکند. تمامی تبلیغات تندروها توسط شهرداریها در سطح شهر انجام میشود. بنرها و پلاکاردهای تهرا     ن روزانه تغییر می کند. نشریه همشهری با ضمایم صد صفحه ای به آرامی در حال پخش نظریات سیاسی شهرداری است. شهرداری بانک شهر را دارد و تمامی عملیات مالیش را بدور از نظارت دولت انجام میدهد. نیروهای ضربتی دارد برای برخورد با متخلفین که سیاهپوش هستند و روزانه با دستفروش ها درگیر میشوند.
نابسامانی های اجتماعی در شهرهای ایران خیلی عیان تر از آنست که از چشم کسی پنهان بماند. مردم افسره و عصبی هستند و آستانه تحملشان بسیار پایین آمده است. زد و خوردهای خیابانی در تهران عادی است. بیکاری بین تحصیل کرده ها بیداد میکند. به خانه ای نرفتم که یکی دوتا تحصیل کرده در آن نباشد و توانسته باشد کار دایمی پیدا کند. جوانها برای ازدواج انگیزه ای ندارند. بسیاری از بستگان خودم قید ازدواج را زده اند.
در شهرستانها اوضاع بنوعی دیگر است. تعدد مراکز تصمیم گیری و اعمال فشار نهادهای منسوب به خامنه ای به دولت بوضوح دیده میشود. ستادهای امامان جمعه، مراکز بسیج و سپاه و حراست ادارات و مسولان قوه قضاییه هر کدام ساز خودشان را میزنند و بیشترین نیرو را صرف از کار انداختن دولت و تاخیر در احرای طرحهای دولت روحانی میکنند.
با همه این وجود زیر پوست شهر مردم در حرکت اند. هنر به مرکز ثقل مهمی برای حرکت مردم تبدیل شده است. از خط و نقاشی و موسیقی گرفته تا سلیقه های متفاوت در عرصه سینما و نمایشگاههای متعدد هنری. همه آنها بسیاری از جوانها را بخود جذب کرده که نویدی است برای پویا بودن جامعه ایران. علاوه بر آن مردم به مسایل سیاسی اشراف کامل دارند. روزی سوار تاکسی بودم و بحث فسادها و محاکمه زنجانی بود. مسافری گفت ما که نمیدانیم کی واقعا کشور را اداره میکند که راننده تاکسی با قاطعیت گفت خوب معلوم است همه این گرفتاریها بدست خود خامنه ایست ولی همیشه از مسئولیت فرار کرده است. مردم ما سر بزنگاهها همیشه عاقلانه تصمیم گرفته اند و فریب تندروها را نمیخورند. خصوصا تجربه 8 ساله احمدی نژاد این ترس را به جان مردم انداخته که حاکم شدن تندروها به معنای جنگ و رویارویی با دنیا خواهد بود.
در مورد روسیه مخالفت ها علیه روسیه یک ریشه اش در شعارهای سال 88 است که برای مخالفت با خامنه ای که شعار مرگ بر امریکا میداد مردم شعار مرگ بر روسیه میدادند. از طرفی طیف وسیعی از اصلاح طلبها موضعی ضد روسی دارند و پاسدارها را متکی به روسیه میدانند. از جمله عبدالله رمضان زاده که علنا علیه روسیه مطلب مینویسد.
با دوستان كه نمايشگاهها يا سينما يا أمور هنري را دنبال ميكردم متوجه مي شدم كه هنوز جاي اميدواري باقيست. مردم براي أحيا خودشان به اين أمور اهميت بيشتري ميدادند. ولي نابساماني هاي اجتماعي كه بخش عمده اش در بيكاري و ورشكستگي اقتصادي ناشئ از دوران احمدي نژاد است مردم را کلافه کرده است.
فشارهاي بيت خامنه اي كه هنوز با بسيج و سپاه، از طريق دستگاههاي عريض و طويل ستادهاي نماز جمعه، از طريق حراست ادارات، از طريق شهرداري تهران و از طريق نيروهاي انتظامي و انواع و اقسام ادارات متعددي كه زير نظر دولت نيست به جامعه فشار مياورد و حتي عمدا كارشكني ميكند در انجام أمور مصوب دولت مشهود است و مردم از آن بی خبر نیستند.
رهبر حتي در مباحث خرد اداري و اقتصادي هم ميخواهد نظر خودش تحمیل کند و یکی از دلائل نرفتن روحانی به جلسات مجمع مصلحت نظام در اعتراض به همین دخالت هاست.
کاهش سطح شرکت ایران در جنگ سوریه واقعیت دارد. اوضاع در سوریه و پیرامون آن تا حدی پیچیده و نامشخص و غیر قابل پیش بینی است. نمی توان در باره هیچ چیز و از جمله نقش ایران پیشگویی کرد.
پیک نت 26 آذر

                                     --------------------------------------------------------------------------------------
                                                                  

۱۰ آذر ۱۳۹۴

علی لاریجانی : «مشکلات اقتصادی کشور‌درهم تنیده است، سراغ بانک می‌رویم می‌گوید دولت به من بدهکار است، سراغ دولت می‌روی می‌گوید بودجه ندارم.»

 رئیس مجلس شورای < رژیم > اسلامی ایران:
 مشکلات اقتصادی "در هم تنیده" و در کشور "مفاسد عجیبی" وجود دارد.
رئیس مجلس شورای < رژیم >  وضعیت اقتصادی و بنگاه‌های تولیدی کشور را نامطلوب و دارای رکود خواند. اوگفت، مشکلات اقتصادی "در هم تنیده" و در کشور "مفاسد عجیبی" وجود دارد.
رئيس  مجلس  شورای <  رژیم  >   سه‌شنبه (۱۰ آذر/ ا دسامبر)  در سخنانی  به مناسبت  روز مجلس با حضور در تلویزیون < رژیم> اسلامی مهم‌ترین معضل اقتصاد کشور را رکود خواند و گفت، این یعنی فعال نبودن بخش تولید کشور.
به گفته او، بر اساس آمار برخی بنگاه‌های اقتصادی با ۳۰ درصد (ظرفیت) و برخی دیگر با کمتر از این میزان به حیات اقتصادی خود ادامه می‌دهند.
او گفت، وضعیت اقتصادی کشور خوب نیست و وظیفه دولت، مجلس و سایر مسئولان "تمرکز بر اقتصاد مقاومتی، حل مشکل بیکاری و افزایش درآمد مردم از طریق توجه و بها دادن به تولید است."
لاریجانی تصریح کرد که حتی برخی آسیب‌های اجتماعی نظیر طلاق و اعتیاد ریشه در فقدان تولید در کشور دارد.
علی لاریجانی افزود: «مشکلات اقتصادی کشور‌درهم تنیده است، سراغ بانک می‌رویم می‌گوید دولت به من بدهکار است، سراغ دولت می‌روی می‌گوید بودجه ندارم.»

بیشتر بخوانید: «بدهکاران بانکی با اظهار ورشکستگی از بازپرداخت اقساط طفره می​روند»
او "امنیتی کردن فضای اقتصاد به بهانه مبارزه با مفاسد اقتصادی" را مسبب "فرار و رکود سرمایه‌ها" خواند و متذکر شد: «سرمایه‌گذاران وقتی با فضای امنیتی روبرو می‌شوند بهترین کار را در وصول پولشان در زمین و مسکن که هیچ مالیاتی بابت آن نیز نمی‌پردازند می‌دانند. این مساله اقتصاد را زاینده نمی‌کند.»
او با یادآوری این که بالغ بر ۴۰۰ هزار میلیارد تومان پروژه نیمه‌کاره در کشور کلنگ‌زنی شده سخت‌گیری‌های سیستم‌های نظارتی و ترس!! مدیران اجرایی از انجام قانون را مهم‌ترین دلیل واگذار نشدن این پروژه‌های نیمه‌کاره به بخش خصوصی دانست.

مفاسد اقتصادی و رشوه‌خواری
علی لاریجانی همچنین به وجود فساد اقتصادی در کشور اشاره کرد و گفت: «در کشور با مفاسد عجیبی روبرو هستیم که نشان می‌دهد در برخورد! با آن سهل‌انگاری شده است. تصمیم‌گیری برای در اختیار گذاشتن منابع سنگین به یک فرد طبیعتا مفسده‌انگیز بوده است. البته با مفاسد خرد در ادارات دولتی نیز روبرو هستیم و مثلا برای انجام کار مردم رشوه دریافت می‌شود.»
لاریجانی ابراز امیدواری کرد که اجرای توافق اتمی و برداشته شدن تحریم‌ها به رونق اقتصادی بیانجامد!. با این همه، کارشناسان اقتصادی پیش‌بینی کرده‌اند که رشد اقتصاد ایران تا پایان سال جاری (۱۳۹۴) به حداکثر یک‌درصد خواهد رسید.
به گفته ‌آن‌ها، اقتصاد ایران گرفتار رکود است و امیدی به ایجاد فرصت‌های شغلی تازه نیست.

پیش از این نیز چهار تن از وزرای < رژیم >  در نامه‌ای به حسن روحانی از "افتی کم‌سابقه" در بازار سرمایه و رکود سخن راندند و گفتند، اگر جلوی سیاست‌های ناهماهنگ دستگاه‌ها گرفته نشود وضعیت کشور بحرانی خواهد شد.
غلامرضا عباسی، رئيس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران ۱۰ آذر با اشاره به مشکلات کارگران ایران گفت: «در حال حاضر ۸۰ درصد کارگران زیر خط فقر هستند.»
بیشتر بخوانید: ۴۰ میلیون نفر در ایران "بدون شغل" روزگار می​گذرانند
او خط فقر در جامعه را درآمدی معادل سه میلیون تومان در ماه خواند و گفت، بین حداقل دستمزد کارگران و میزان هزینه‌هایشان فاصله بسیار زیاد است.
                                                 ملا و مملکت داری ........؟؟

                                           خرید یک کتاب؟!
روزنامه نیویورک تایمز نوشت: باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا، جدیدترین کتاب "سلمان رشدی" نویسنده انگلیسی هندی تبار کتاب «آیات شیطانی» را با عنوان «دو سال، هشت ماه و بیست و هشت شب» خریداری کرد.
رشدی در این کتاب سعی کرده است زندگی مخفیانه خود پس از صدور فتوای قتلش توسط خمینی را به تصویر بکشد.
به گزارش ایرنا، مهر ماه سال 1367 کتاب «آیات شیطانی» سلمان رشدی انتشار یافت و  خمینی در پی انتشار این کتاب، در حکمی تاریخی مرتد بودن سلمان رشدی و فتوای قتل وی را اعلام کرد!  و از آن پس، روزهای زندگی < بیشتر پنهان> رشدی آغاز شد.
به نوشته نیویورک تایمز، جفری گلدبرگ، خبرنگار و تحلیلگر سرشناس آمریکایی در باره خرید کتاب جدید سلمان رشدی توسط اوباما در توئیتی به وی (رشدی) گفته است: اوباما با خرید کردن در کنار عموم مردم (خرید علنی)، به < رژیم >  ملاهای ایران دهن کجی کرده است.

۰۸ آذر ۱۳۹۴

  < یک قلم آن 202 تن ساپورت و 6 تن الاغ بوده است !.> 

<چند نمونه از واردات  سالهای خدمتگذاری!! دولت قبلی رژیم اسلامی ایران.>  

اعداد و ارقام بعضی وقت‌ها، حامل واقعیت‌هایی شگفتی‌آفرین هستند. رادیوفردا نگاهی دارد به آمار و ارقامی که به تازگی در ایران بر سر زبان‌ها بوده‌اند:
کلاه گیس: ۹۶ تن، ساپورت: ۲۰۲ تن
ایلنا  آمار و ارقامی را از واردات دوره ریاست !! محمود احمدی نژاد منتشر کرده است. برخی از این اقلام وارداتی از قرار زیر است:
کلاه گیس: ۹۶ تن
ریش، ابرو و مژه مصنوعی: ۷۱ تن
جوراب زنانه / ساپورت: ۲۰۲ تن*
الاغ: ۶ تن....!
سگ‌ پا: ۱۴ تن
شلاق و عصا: ۷۴ تن
بیل و بیلچه ۲۲۸۱
​مدادتراش: ۱۷۶۵
زیان یک میلیون تومانی هر ایرانی
روزنامه همشهری از «زیان یک میلیون تومانی هر ایرانی از قاچاق کالا» گزارش داده و نوشته است: «سالیانه ۲۵ میلیارد دلار کالا به ایران قاچاق می‌شود که اگر هر دلار را سه هزارتومان حساب کنیم  حدود ۷۵ هزار میلیارد تومان می‌شود.»< در بازار ارز نرخ دلاربیش از3700 تومان اعلام شده است >  
ابر ، بیلبورد ۴۰۰ متر مربعی !!
به گزارش مهر، حسین صلح جو منفرد، رئیس کمیسیون فرهنگی ! شورای اسلامی شهر قزوین اعلام کرده است: «در راستای معرفی جاذبه‌های گردشگری قزوین ابربیلبورد کشور با ۴۰۰ مترمربع در قزوین نصب و راه اندازی می‌شود!.» 

پرداخت وام ارزی به ۱۸ شرکت‌ جعلی در دولت سابق
روزنامه آرمان از قول محمدرضا خباز، معاون تقنینی معاونت پارلمانی رئیس < دولت رژیم > ، از «پرداخت وام ارزی به ۱۸ شرکت جعلی» در دوره دولت قبلی < ملیجک > خبر داده است.
                                                 -----------------------------------------------------------

۲۶ آبان ۱۳۹۴

پژوهشکده ! بیمه مرکزی ایران، این کشور را از نظر تصادف‌های رانندگی در بین ۱۹۰ کشور جهان، در جایگاه ۱۸۹ قرار داده است: از این جهت، تنها کشور سیرالئون در غرب قاره آفریقا وضعیتی نامناسب‌تر از ایران< اسلامی > دارد.


جاده‌های ایران و ماشین‌هایی که بوی مرگ می‌دهند.
سازمان بهداشت جهانی، سومین یک‌شنبه ماه نوامبر را روز جهانی بزرگداشت یاد کشته‌شدگان سوانح رانندگی نامیده است. هدف از این نامگذاری این است که افکار عمومی در سراسر جهان بیش از پیش به این موضوع حساس شود تا با آگاهی یافتن از دلایل احتمالی این سوانح، فرهنگ پیشگیری از آن را اشاعه دهد.

از سوی دیگر سایت رسمی روز جهانی بزرگداشت یاد کشته‌شدگان سوانح رانندگی از تلاش نیروهای امدادرسان و اورژانس قدردانی و تاثیر این فعالیت‌ها را به جهانیان گوشزد کرده است.
شعار انتخابی امسال سازمان بهداشت جهانی در این روز: زمان نه گفتن به تخلفات جاده‌ای فرا رسیده است.

کشته‌شدگان تصادفات رانندگی در ایران
بر اساس اظهارات اکبر یساقی، نایب رییس هیأت مدیره ستاد دیه!! - در سال ۹۳، از ابتدای انقلاب (سال ۱۳۵۷) تا سال گذشته، ۸۰۰ هزار نفر در ایران جان خود را بر اثر تصادف از دست داده‌اند. به گفته او در این مدت چهار میلیون نفر نیز دچار معلولیت شده‌اند.
از  سوی  دیگر بر  اساس آمار‌های   موجود،   سالانه  ۵۰  میلیون  قبض  جریمه  برای تخلفات  رانندگی در  ایران < اسلامی >  صادر می‌شود!!.
بررسی‌های انجام شده در گروه آمار سازمان پزشکی قانونی < رژیم اسلامی > ایران اما نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۳، ۱۶ هزار و ۸۷۲ نفر در حوادث رانندگی کشته شده‌اند.
روابط عمومی سازمان پزشکی قانونی کشور می‌گوید که در سال گذشته بیشترین کشته‌های حوادث رانندگی مربوط به شهریور ماه است: هزار و ۸۱۷ مورد. در مرداد ماه هم هزار و ۶۸۸ مورد مرگ در اثر تصادف گزارش شده است. کمترین تعداد تصادف‌ها هم مربوط به بهمن ماه است با هزار و ۶۹ مورد.
بر اساس آمار، سالانه ۷۵۰ هزار نفر نیز در سوانح رانندگی در ایران مجروح می‌شوند که ۱۰ درصد جراحت‌ها به معلولیت همیشگی افراد منجر می‌شود.
میزان تصادف‌های رانندگی در ایران ۲۵ برابر ژاپن است و جاده‌های ایران از نظر تعداد کشته‌ها خطرناک‌ترین راه‌های دنیا معرفی شده‌اند.
 در ایران به ازای هر ۱۰ هزار خودرو ۳۷ نفر کشته می‌شوند و این در حالی‌ست که آمار متوسط جهانی، حدود ۹ نفر به ازای هر ۱۰ هزار خودرو است.
پژوهشکده ! بیمه مرکزی ایران، این کشور را از نظر تصادف‌های رانندگی در بین ۱۹۰ کشور جهان، در جایگاه ۱۸۹ قرار داده است: از این جهت، تنها کشور سیرالئون در غرب قاره آفریقا وضعیتی نامناسب‌تر از ایران< اسلامی >  دارد.بررسی دو سانحه مشابه تصادف اتوبوس در ایران و فرانسه و اظهار‌نظرهای مسئولان دو کشور نشان می‌دهد متولیان امر در ایران تنها به متهم کردن راننده و شرکت‌های سازنده خودرو به عنوان مقصران حوادث رانندگی می‌پردازند، در حالی که بهتر است این سوانح را ریشه‌یابی کنند و ابعاد مختلف آن را ببینند. <  ملا و ریشه یابی؟؟ >
به عنوان مثال چندی پیش خبر تصادف دو دستگاه اتوبوس و کامیون در فرانسه به خبر اول رسانه‌های اروپا تبدیل شد.
این تصادف در یک جاده روستایی رخ داد و هر دو خودرو پس از این تصادف، آتش گرفتند و در جریان این سانحه ۴۳ نفر از مسافران کشته شدند. شدت سانحه به حدی بود که رئیس جمهوری فرانسه وعده داد در مورد این حادثه که آن را فاجعه بزرگ خواند، تحقیقات کامل انجام شود.
مشابه این حادثه اما در ایران ابعاد دیگری داشت: دو سال پیش حادثه مشابهی در ایران اتفاق افتاد و در جریان تصادف دو اتوبوس در جاده قم-تهران ۴۴ نفر کشته و ۳۹ نفر مجروح شدند. یکی از اتوبوس‌ها که از کاشان به سمت تهران در حرکت بود، با انحراف از جاده و رد شدن از گارد‌ریل وسط بزرگراه به سمت مخالف منحرف شد و با یک دستگاه اتوبوس دیگر که از تهران راهی یزد بود، برخورد کرد. بر اثر این برخورد، هر دو اتوبوس آتش‌ گرفتند.
در فرانسه پس از این حادثه، صحبت از تحقیقات کامل برای رسیدن به عوامل بروز این تصادف شد اما در ایران مقام‌های مسئول یکدیگر را متهم کردند و به موضوعات حاشیه‌ای پرداختند و تقصیرها را به گردن هم انداختند!.
در حادثه مشابه دیگری در آمریکا یک اتوبوس مدرسه در بزرگراهی در نیویورک بعد از تصادفی شدید با یک کامیون آتش گرفت و به طور کامل سوخت. هیچ دانش‌آموزی هنگام آتش‌سوزی در اتوبوس حضور نداشت، اما راننده و کمک‌راننده اتوبوس مجروح شدند.
بررسی نحوه انعکاس این حادثه نیز نشان می‌دهد که مسئولان ترابری در آمریکا تا پیش از انجام بررسی‌های فنی و کارشناسی از اظهار‌نظر عجولانه و معرفی مقصران احتمالی اجتناب کردند و هیچ خبری از نام برندهای خودرویی که تصادف کردند نیز مطرح نشد.
این در حالی است که در حادثه‌های مشابه در ایران موضوع به شکل دیگری مطرح می‌شود و دستگاه‌ها تلاش می‌کنند حاشیه امنی برای خود بسازند و بخش دیگر را مقصر جلوه دهند. تصادف‌ها در ایران اما  می‌تواند  به دلایل مختلفی از  جمله  کم‌کاری < بخوانید ، بی خیالی > وزارت راه و شهرسازی در ساخت جاده‌های ایمن باشد که بر کیفیت رانندگی هم تاثیر می‌گذارد.

علت تصادف‌ها در ایران
کارشناسان، تولید خودرو بیش از حد ظرفیت جاده‌ها، نقص فنی ۳۰ درصد خودروها، نبود فرهنگ احترام به مقررات در جاده‌ها، فرسودگی نظام حمل‌ و نقل جاده‌ای و نبودن ضابطه و معیار مشخص برای به کار گیری رانندگان در اتوبوس‌های حمل و نقل جاده‌ای را از مهمترین عوامل افزایش سوانح رانندگی در کشور می‌دانند. این در حالی است که مسئولان بیشتر بر نقش عامل انسانی در بروز حوادث تکیه دارند.
سایت رسمی نیروی انتظامی اما دلایل اصلی تصادف‌های منجر به مرگ را خصوصیات رفتاری و روان‌شناختی، اضطراب، بی‌­حوصلگی، خستگی و خواب‌آلودگی، خطاهای ادراکی، مصرف مواد توهم‌زا و محرک و … می‌داند.
علاوه بر این نیروی انتظامی معتقد است وجود ناهنجاری‌­های روانی، عجله و شتاب، شیرین‌کاری، خود‌نمایی،‌ بی­‌دقتی، افسردگی و دردهای روحی، فرصت‌طلبی و مصرف مشروبات الکلی، موجب کاهش قدرت تصمیم­‌گیری در زمان مقابله با خطر و بروز تصادف‌ها می­‌شود.
همچنین اعلام شده است که استفاده از داروهای آرا‌م‌بخش از هوشیاری فرد کاسته و رانندگان را با خطر مواجه می‌­سازد، طوری‌که برخی تحقیقات نشان می‌­دهند استفاده از قرص­‌ها، خواب‌آورها و مصرف الکل، تا حدود ۵۰ درصد عامل تصادف بوده‌اند.
ناایمن بودن خودروهای داخلی اما در بروز حوادث رانندگی به قدری مؤثر بوده که سال گذشته در همین زمینه درگیری‌هایی بین رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی و مدیران خودروسازی در ایران صورت گرفت.
از سوی دیگر نصب ترمز «ای بی اس» بر روی وسایل نقلیه از مباحث مورد اختلاف بین پلیس و خودروسازان است که نشان‌ از نقش پررنگ نقص فنی خودروها در بروز حوادث دارد.
علاوه بر این موارد، قوانین مربوط به راهنمایی و رانندگی در ایران نیز گاهی مشکل‌ساز هستند چرا که حدود ۴۰ سال پیش نوشته و تدوین شده‌اند. هر‌چند در ۱۰ سال اخیر سیاست افزایش جریمه‌ها با هدف تأثیر بر رفتارهای رانندگی افراد و کاهش میزان تصادفات در دستور کار راهنمایی و رانندگی بوده است، با این حال روند افزایش میزان تصادف‌ها کماکان صعودی است.

                                                  ----------------------------------------------------------
                    

۲۱ آبان ۱۳۹۴

احتمالا بسیاری از ایرانیان مایلند بدانند چرا گذرنامه آنها تا این بی اعتبار شده و در حد کشورهای فقیر و جنگ زده سقوط کرده است. آنهم در حالی که تا قبل از انقلاب همین گذرنامه برای سفر به بیشتر ممالک جهان از جمله کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی معتبر بود.

** بعد از حمله به سفارت های آمریکا و انگلیس در تهران، و بسته شدن سفارت کانادا در ایران ارایه خدمات کنسولی به ایرانیانی که خواهان مسافرت به این کشور ها هستند به کشورهای همسایه منتقل شد. در چنین شرایطی مسافر باید علاوه بر همه گرفتاری های بالا، یک سفر ناخواسته و اقامت نامعین در کشور دیگر را هم تحمل کند. چون در مدت درخواست برای ویزا، گذرنامه نزد کنسولگری می ماند و شهروند ایرانی چاره ای ندارد جز آنکه تمام مدت در کشور همسایه انتظار بکشد. ناگفته پیداست که چه هزینه های هنگفتی به مسافر تحمیل می شود و امکان برنامه ریزی سفر را از او می گیرد. هیچ تضمینی هم برای گرفتن ویزا نیست و درصد قابل توجهی از درخواستها رد می شوند. هرچند کشورهای همسایه از رسیدن هزاران توریست اجباری بسیار خشنود می شود.
**
گذرنامه ایرانی کجای کار است؟
مرزهای ایران < اسلامی > " ظاهرا " بر روی بیشتر کشورهای جهان باز است!. به جز اتباع چند کشور!، شهروندان بقیه کشورها می توانند به ایران سفر کنند .... اما  آنچه مانع سفر گردشگران به ایران می شود دیگر تسهیلات سفر است و شامل فهرست بلند بالایی از نگرانی ها است. 
وضعیت گذرنامه ایرانی در بیرون مرزها، اما داستان متفاوتی دارد. 
احتمالا بسیاری از ایرانیان مایلند بدانند چرا گذرنامه آنها تا این بی اعتبار شده و در حد کشورهای فقیر و جنگ زده سقوط کرده است. آنهم در حالی که تا قبل از انقلاب همین گذرنامه برای سفر به بیشتر ممالک جهان از جمله کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی معتبر بود.
به طور طبیعی کشورها دوست دارند با لغو روادید دوجانبه، هم زمینه سفر را برای شهروندان خود فراهم کنند و هم گردشگران بیشتری را جذب کنند و از خوان گسترده درآمد توریسم، سهم بیشتری ببرند. اما سیاست ! < رژیم اسلامی > ایران در سالهای بعد از انقلاب در بیشتر مواقع در این جهت نبوده و در مواقعی به گردشگر خارجی به چشم جاسوس نگاه شده و مسافرت ایرانی ها به خارج به عنوان فساد یا توطئه قلمداد شده است.
نخستین ضربه مهلک به گذرنامه ایرانی خود انقلاب بود. خروج گسترده ایرانیان به دلیل انقلاب و ناامنی و از پی آن حمله به سفارت آمریکا کمر این گذرنامه را شکست.
علاوه براین، هجوم اتباع ایران برای گرفتن پناهندگی در کشورهای غربی که تا قبل از انقلاب امری بی سابقه بود، کشورهای اروپایی را وادار کرد تا لغو روادید را لغو و گرفتن ویزا را اجباری کنند.
همین مساله ایرانیان را مجبور می کند برای گرفتن ویزا ترجمه مدارک متعددی از جمله اثبات تمکن مالی و وابستگی به کشور خود را ضمیمه درخواست ویزا کنند.
چرخه ای پیچیده که راهی برای گشودنش نمی ماند. چون < رژیم >  ایران از اساس وجود پناهجویان را انکار میکند و آنها را ضد انقلاب و فراری خطاب میکند.
دولتهای پس از انقلاب ایران حتی دولت های اصلاحات !و اعتدال!! هم هیچگاه تمایل جدی برای مذاکره مستقیم با کشورهای بزرگ و ایجاد تسهیلات برای سفر ایرانیان پناهنده به کشورشان نشان ندادند.
برای نخستین بار در جریان مناظره های انتخاباتی بین محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی بود که پای ارزش گذرنامه ایرانی هم وسط کشیده شد و آقای موسوی قول داد در صورت پیروزی، برای بالابردن اعتبار بین المللی گذرنامه ایرانی تلاش کند!!. آقای موسوی به حبس خانگی رفت و در انتخابات بعدی این قول دوباره توسط حسن روحانی هم تکرار شد!! و او قول داد تا «احترام» را به گذرنامه ایرانی را بازگرداند. انتظاری که همچنان پابرجاست.
< افاضات! اهل منبر هرگز از مرحله حرف فراتر نمیرود>. بهترین شاهد این مدعی، کارنامه مشعشع حضرات است.
                                             -------------------------------------------------------

۲۰ آبان ۱۳۹۴

                                        تو " فیس بوک " یک ایرانی نوشته بود

اون‌جا لباس شخصی‌ها کاراگاهن می‌رن دنبال قاتل ......... این‌جا لباس شخصی‌ها خودشون قاتلن ........

                          " حتی یزید به حجاب زنش، حساس بود ! " 

رهبر < رژیم > اسلامی، در جمع مسئولان وزارت علوم! و بهداشت و همچنین رؤسای دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی ایران از کاهش رشد علمی !! این کشور ابراز نگرانی کرد.
او با اشاره به اینکه سرعت پیشرفت علمای < رژیم اسلامی ایران در جهان دو رتبه کم شده!!، افزود: «این بد است؛ با این سرعت پیشرفت خیلی عقبیم. ما را سال‌های سال عقب نگه داشته‌اند.»

< یکبار دیگر به  تصویر و متن یکی از صد ها شعار رژیم اسلامی که بر در ودیوار شهرها " آویزان " است ، دقت کنید > .

۱۵ آبان ۱۳۹۴

                                              مضحکه تمام و کمال ......!
      در < رژیم اسلامی ایران > خوردن  ساندویچ مك دونالد شده اقدام علیه امنیت ملی!.
                             --------------------------------------

۱۰ آبان ۱۳۹۴

اتحادیه علوم زمین اروپا (EGU) که با تلفیق انجمن ژئوفیزیک اروپا (EGS) و اتحادیه اروپایی علوم زمین (EUG) در سال ۲۰۰۲ تشکیل شد، سالانه هشت جایزه اصلی به محققان برتر در شاخه های مختلف علوم زمین در سطح جهانی اهدا می کند که از میان آنها چهار جایزه "آرنه ریچتر" به چهار "دانشمند جوان برجسته" اهدا می شود.

برنده عنوان دانشمند جوان برجسته جهان درعلوم زمین.
اتحادیه علوم زمین اروپا کاوه مدنی، استاد مدیریت آب و محیط زیست امپریال کالج لندن، را به عنوان یکی از چهار دانشمند جوان برجسته در علوم زمین در سال ۲۰۱۵ معرفی کرد.
جوایز اصلی این مجموعه از سال ۱۹۸۳ تا کنون به ۱۳۶ دانشمند علوم زمین در نقاط مختلف جهان اهدا شده است که از این میان جایزه "دانشمند ممتازجوان" به ۴۶ محقق تعلق گرفته است. این اولین بار است که یک ایرانی موفق به دریافت یکی از جوایز اصلی این اتحادیه می شود.
کاوه مدنی درباره تحقیقات و دستاوردهای خود که منجر به دریافت این جایزه شده می گوید که تئوری های اقتصادی و رفتارشناسی را وارد حوزه مدیریت منابع آب کرده است. او می گوید هر چه مسائل آبی و زیست محیطی پیچیده تر شده، علوم انسانی و اجتماعی هم بیشتر وارد این حوزه می شوند و با علوم آبی و مهندسی و هیدرولوژی تلفیق می گردند.
این محقق ۳۴ ساله در سال ۲۰۱۲ نیز توسط انجمن مهندسان عمران آمریکا به عنوان یکی از ده "چهره جدید مهندسی عمران" انتخاب شده بود.
عنوان دانشمند جوان تنها در صورتی قابل احراز است که سن محقق از ۳۵ سال کمتر باشد و بیشتر از هفت سال از اخذ آخرین مدرک تحصیلی اش نگذشته باشد.
                                               -------------------------------------------------------------

۰۹ آبان ۱۳۹۴

                                                    در روزگارآشفته  و بهم ریخته ی امروز ایران 

                              داروی " اهل بیت " هم وارد بازار شد!



۰۸ آبان ۱۳۹۴

         حاشیه برخی خیابانهای تهران شب ها شلوغ تر از روزهاست
                ساعت 11 شب - یکی از خیابان‌های اصلی تهران

زن ابروهای تاتو شده‌اش را بالا می‌اندازد و به مرد همراهش اشاره می‌کند که یعنی «نه!». مرد این پا و آن پا می‌کند. زن اما مصمم به نظر می‌رسد. رویش را برگردانده و حواسش به ماشین‌ها است. یکی‌شان ترمز می‌کند. زن سراغ ماشین می‌رود. سرش را خم می‌کند و چیزهایی می‌گوید و بعد خودش را کنار می‌کشد تا احتمالاً راننده بتواند چهره زن را بهتر ببیند. زن توجه خاصی ندارد. عاقبت به توافق می‌رسند. مردی که همراهش است، اشاره‌ای می‌کند و زن می‌رود و دستش را روی دستگیره در ماشین می‌گذارد. هنوز در را باز نکرده که مرد در گوشش چیزی می‌گوید. زن دستش را پس می‌کشد.

راننده بوق می‌زند. زن سوار می‌شود و ماشین راه می‌افتد. چهره مردی که همراه زن بود. در تاریکی چندان معلوم نیست؛ نه آنقدر که چهره زن بود، کرم پودر روشن روی صورتش برق می‌زد و رژ لب زرشکی‌اش از دور معلوم بود. مرد خمیده راه می‌رود. سیگار نیم‌کشیده توی دستش است و با یک حالت شل و وِلی آن را بالا می‌آورد و به لب می‌رساند و پک می‌زند. می‌رود و کنار خیابان روی موتور قراضه‌ای می‌نشیند و باز پک می‌زند. شروع مکالمه با او نباید کار راحتی باشد. نمی‌شود همین‌طوری رفت جلو و پرسید: «شما و آن خانم کارتان چیست؟!» اما می‌شود حدس زد که احتمالاً اینجا نشسته تا خانم برگردد. شاید هم نه. برای فهمیدنش باید منتظر شد و از داخل ماشین زیر نظرش گرفت.20 دقیقه بعد از اینکه زن سوار ماشین می‌شود، یک پراید سفید درست همان جایی که مرد روی موتور نشسته و به خیابان چشم دوخته، ترمز می‌کند. زنی از صندلی پشت ماشین پیاده می‌شود. زن قبلی نیست. لاغر و ریز اندام است. مانتوی بلند مشکی پوشیده با شال سفید. صورتش زیاد معلوم نیست توی تاریکی. دو نفر جلو نشسته‌اند. مرد از روی موتور خیلی چالاک، طوری که به وضعیتش نمی‌خورد، پایین می‌پرد و خودش را به پراید می‌رساند. کسی که کنار راننده نشسته دستش را بیرون می‌آورد و چیزی به او می‌دهد. مرد پول را می‌گیرد و می‌شمارد و دستش را به نشانه تأیید بالا می‌آورد و به سمت سرنشینان پراید تکان می‌دهد. راننده پراید گازش را می‌گیرد. زن معطل همانجا ایستاده. مرد چیزی می‌گوید و روی موتور می‌نشیند. زن ترکش سوار می‌شود و با هم می‌روند.ساعت یک بعدازظهر - ایستگاه متروی سعدیخودش خواسته که توی ایستگاه مترو قرار بگذاریم. ساعت یک، وقت خوبی است. صبح‌ها تا دیروقت می‌خوابد. تا خودش را جمع و جور کند ساعت دوازده، دوازده و نیم می‌شود. تا برسد به ایستگاه متروی سعدی، همان یک می‌شود. نازی را به چهره نمی‌شناسم. می‌گوید شال آبی سر می‌کند با مانتوی طوسی راه راه. چشمم دنبال زن‌های با شال آبی می‌گردد. یکی می‌آید. مانتوی او طوسی نیست اما می‌خورد که خودش باشد.بی‌اعتنا از کنارم رد می‌شود. منتظر می‌مانم. قرار است کنار باجه فروش بلیت ایستاده و کوله‌پشتی‌ام را یک وری روی دوشم انداخته باشم. چیز دیگری به ذهنم نرسیده بود آن‌وقت که تلفنی با نازی حرف زده بودم؛ نازی که نمی‌دانم اسم واقعی‌اش چیست و شماره‌اش را از یکی از دوستان مددکار گرفته‌ام، 36 ساله است. نمی‌دانم اهل کجاست. اهمیتی هم ندارد. تنها اطلاعاتی که از نازی دارم همین است و اینکه خانه‌اش احتمالاً حوالی ایستگاه سعدی است. نازی سر می‌رسد. شال آبی فیروزه‌ای سرش کرده و مانتوی طوسی راه راه پوشیده؛ همانجور که گفته بود. با لبخند سراغم می‌آید. یک اسکناس هزاری دستش گرفته تا بلیت بخرد. می‌رود بازار. همراهش می‌شوم.
13 ساله بوده که شوهرش داده‌اند. می‌گوید: «اصلاً حالی‌ام نبود که شوهر چه هست! تا آمدم به خودم بیایم دیدم آینه و شمعدان آورده‌اند و تور سفید را انداخته‌اند روی کله‌ام. بچه بودم دیگر. کدام دختر بچه‌ای است که دوست نداشته باشد عروس شود؟ کفش سفید را پایم می‌کردم و توی اتاق رژه می‌رفتم. به خیالم همه‌اش همین است. نقل و تور و آینه و شمعدان. همه بیایند و قربان صدقه‌ام بروند که چه عروسی! چه عروسکی! عروسک‌ها را چیده بودم در اتاقم. یک اتاق داشتیم خانه مادر شوهر. پر عروسک بود اتاقم.»ایستگاه امام خمینی(ره) شلوغ است. خیلی‌ها پیاده می‌شوند و خیلی‌ها سوار. نازی کیفش را توی بغلش سفت نگه داشته. «شوهرداری بلد نبودم زیاد. اول خرجمان یکی بود با مادر شوهرم. هرچه درست می‌کردند همه با هم می‌خوردیم. یک روز گفتند خرجتان را سوا کنید. همان وقت‌ها بود که شوهرم تازه مواد را شروع کرده بود، با دوست‌هایش. غذا درست کردنم زیاد خوب نبود. غذا را می‌سوزاندم یا برنج را شفته می‌گذاشتم توی سفره. شوهرم کتکم می‌زد و غذا را پرت می‌کرد از پنجره بیرون. زیاد کتک می‌خوردم، سر هر چیز. وقتی خمار بود، بیشتر. دوست‌هایش را می‌آورد خانه. می‌نشستند به کشیدن. آن موقع 18 سالم بود. بچه نداشتم. آخر سر هم نفهمیدم بالاخره مشکل از کی بود ولی تا سه سال بعدش که جدا شدم، خبری نشد که نشد. شاید بچه که می‌آمد، شوهرم ترک می‌کرد. با یک چمدان از خانه‌اش درآمدم. پرتم کرد بیرون چون مادرش بهم تهمت زده بود که با مردها ارتباط دارم. اصلاً اینجور نبود. دوست‌های عوضی‌اش همه نظرناپاک بودن اما من...»چشم‌های نازی یک‌باره حالت غمگینی به خود می‌گیرد. تا آن وقت تلاش می‌کرد خودش را به اصطلاح شاد و شنگول نشان دهد. یکباره اما پرت می‌شود به گذشته: «بعد از طلاق دو بار صیغه شدم. جفتشان زن و بچه داشتند. خانه پدرم نانخور اضافی نمی‌خواستند. گفتند یا برگرد خانه شوهر یا دوباره شوهر کن. شوهر صیغه‌ای هم شوهر است دیگر! فقط موقت. یکی‌شان زنش فهمید و قشقرق راه‌انداخت. آن یکی مدت صیغه که تمام شد، تمدید نکرد. گفتم این بار فقط ازدواج دائم. یک مورد هم پیدا شد. ازدواج کردم. این یکی هم معتاد از آب درآمد. اما فرقش با اولی این بود که هیچ تعصبی نداشت که زنش با مردها ارتباط داشته باشد. اوایل برایم سخت بود. نمی‌توانستم باور کنم. گریه‌ها کردم. چاره‌ای نداشتم. کم کم عادت کردم. دیگر برایم مهم نبود. یکی بهم گفت چرا این کار را می‌کنی؟ طلاق بگیر و برای خودت کار کن تا مجبور نشوی خرج مواد این لندهور را بدهی. همین کار را کردم.»قطار ایستگاه 15 خرداد می‌ایستد. نازی پیاده می‌شود. از پنجره نگاهش می‌کنم. انتظار دارم برگردد و مثلاً برایم دست تکان دهد. شال فیروزه‌ای بین جمعیت گم می‌شود.ساعت 10 صبح - مرکز مشاوره
کسانی که اینجا می‌آیند یک وجه مشترک دارند. بیشترشان زنان و دختران آسیب‌دیده هستند؛ همان‌هایی که نام «خیابانی» را یدک می‌کشند. معصومه کمکشان می‌کند. مددکار است.اینجا یک اتاق دارد برای مشاوره. شاخه آسیب‌های اجتماعی - زنان خیابانی که حالا خیلی هایشان دوست شده‌اند با معصومه. یکی‌شان نازی است که دو هفته‌ای است شماره موبایل قبلی‌اش را کنار گذاشته و حالا یک شماره جدید دارد؛ همان شماره‌ای که با آن تماس گرفته بودم.معصومه می‌گوید:« این‌ها بیشترشان خانواده‌های نابسامان دارند. پدر و مادر معتاد یا بزهکار. خیلی هایشان 14، 15 سالگی از خانه فرار کرده‌اند. بعضی‌ها از خانه پدر و بعضی‌ها از خانه شوهر. شوهرهای معتاد و بیکار که بعضی وقت‌ها زن‌هایشان را مجبور به تن‌فروشی کرده‌اند؛ مثل نازی. حالا قرار است در یک کارگاه خیاطی کار کند. خودش راضی است. می‌گوید خسته شده‌ام. بعضی‌هایشان اما اینجوری نیستند. به این کار عادت کرده‌اند. خرج بچه‌هایشان را با پولش می‌دهند. خیلی غم‌انگیز است.»او ادامه می‌دهد: «ما اینجا قرار نیست به جهت قانونی با این زن‌ها برخورد کنیم. هدفمان کاهش آسیب است. بهشان آموزش می‌دهیم که چطور مراقب خودشان باشند. هرکس را هم که بخواهد، به زندگی عادی برگردد تا جایی که می‌توانیم کمکش می‌کنیم. کمک مالی از دستمان برنمی‌آید. باید برایشان جلسه‌های مشاوره بگذاریم. اگر شد، برایشان کار پیدا کنیم، چون این‌ها به خاطر نیاز مالی به این کار تن می‌دهند. البته مواردی هم هست که فرد، دوست دارد چنین روابطی داشته باشد و حتی به لحاظ مالی هم آنچنان محتاج نیست. این هم نوعی مشکل روانی است که باید با تراپی و جلسه‌های متعدد روی آن کار شود. به هرحال ما هرکاری از دستمان برمی‌آید می‌کنیم تا این آسیب اجتماعی به حداقل برسد اما مسأله این است که تا این مسأله به صورت ریشه‌ای درمان نشود، نمی‌توان به بهبود وضعیت امید داشت.»معصومه به یکی از مددجویان اشاره می‌کند که 24 ساله است و تا به حال سه بار خودکشی ناموفق داشته. می‌گوید در کودکی مورد سوء‌استفاده جنسی قرار گرفته و وقتی 16 سالش بوده با پسر مورد علاقه‌اش فرار کرده تا مثلاً با او ازدواج کند. پسر هم او را در یکی از شهرهای مرزی رها کرده و دنبال کارش رفته. بقیه‌اش هم که دیگر معلوم است. آوارگی و تن‌فروشی.معصومه صدایش را پایین می‌آورد و می‌گوید: «دختر بیچاره ایدز دارد.» نفسم می‌گیرد. تلاش می‌کنم چهره دختر را در ذهنم مجسم ‌کنم. هیچ تصویری ندارم. به جایش دوباره چهره نازی می‌آید جلوی چشمم، با شال فیروزه‌ای.                               
                                                         _________________________________